شان نزول :
بعضى از مفسران مىگويند : هشتاد و چند آيه از اين سوره در باره فرستادگان و مسيحيان نجران ( 1 ) كه به نمايندگى از طرف آنان براى تحقيق در باره اسلام به مدينه آمده بودند ، نازل شده است .
فرستادگان ، شصت نفر بودند كه چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مىشدند ، سه نفر از اين چهارده نفر سمت رياست داشتند و مسيحيان آن سامان در كارها و مشكلات خود به آن سه نفر مراجعه مىكردند ، يكى از آنان « عاقب » بود كه او را « عبد المسيح » نيز مىگفتند وى امير و رئيس قوم خود محسوب مىشد ، و قوم او هيچگاه با نظريه و رأى او مخالفت نمىكردند ، ديگرى « سيد » نام داشت كه او را « ايهم » نيز مىگفتند ، وى سرپرست تشريفات و تنظيم برنامه سفر و مورد اعتماد مسيحيان بود ، نفر سوم « ابو حارثه » نام داشت كه مردى دانشمند و صاحب نفوذ بود ، و كليساهاى متعددى به نام او ساخته بودند ، او تمام كتب دينى مسيحيان را حفظ داشت .
اين گروه شصت نفرى در لباس مردان قبيله « بنى كعب » به مدينه آمدند و به مسجد پيامبر ص وارد شدند ، پيامبر ص نماز عصر را با مسلمانان خوانده بود ، اين شصت نفر لباسهاى زيبا و پر زرق و برق و جالب پوشيده بودند كه به گفته يكى از صحابه پيامبر ص « هرگز نديدهايم فرستادگانى به اين زيبايى باشند » ! موقعى كه آنها وارد مسجد شدند ، هنگام نمازشان بود ، طبق مراسم خود ، ناقوس را نواختند و به طرف مشرق ايستاده ، مشغول نماز شدند ، گروهى از اصحاب پيامبر ص خواستند مانع شوند . پيامبر ص فرمود : به آنها كارى نداشته باشيد !
هامش
( 1 ) « نجران » محلى است در كوهستانهاى شمالى يمن به فاصله ده منزلى « صنعاء » و اراضى آن متعلق به قبيله « همدان » بوده و اين قبيله در دوره جاهليت بتى داشتند كه آن را « يعوق » مىناميدهاند ، و به گفته ياقوت حموى ، در معجم البلدان : نجران نام چند محل بوده است .