بنا بر اين اگر قرآن مىگويد : « آنها با اصرار سؤال نمىكنند » مفهومش اين نيست كه بدون اصرار سؤال مىكنند ، بلكه مفهومش اين است آنها فقير عادى نيستند تا سؤال كنند زيرا سؤال آنها معمولا توأم با اصرار و الحاف است ، به قرينه اينكه مىگويد : « آنها را از سيمايشان بايد شناخت » نه از سؤالشان و الا جمله « * ( يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ) * » مفهومى نداشت .
احتمال ديگرى در تفسير اين آيه نيز هست و آن اينكه آنها در حال عادى هرگز سؤال نمىكنند ، ( و هر گاه اضطرار شديد آنها را ، مجبور به اظهار حال خود كند ، ) هرگز اصرار نمىورزند .
بعضى نيز گفتهاند منظور اين است كه آنها در ترك سؤال كردن اصرار دارند .
( ولى اين احتمال خلاف ظاهر آيه است ) .
و در پايان آيه ، باز همگان را به انفاق از هر گونه خيرات تشويق كرده ، مىفرمايد : « و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد خداوند از آن آگاه است » ( * ( وَما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّه بِه عَلِيمٌ ) * ) .
اين جمله براى تشويق انفاق كنندگان است خصوصا انفاق به افرادى كه داراى عزت نفس و طبع بلندند و چه بسا در اين موارد بخششهايى در پوشش غير انفاق ، ولى در واقع به قصد انفاق ، صورت مىگيرد تا طرف مقابل ناراحت نشود ، مسلما خداوند از اين نيات پنهانى آگاه است و آنها را به تناسب نيت و زحماتشان بهره مند مىسازد .
نكته : سؤال كردن بدون حاجت حرام است !
يكى از گناهان بزرگ تكدى و سؤال و تقاضاى از مردم بدون نياز است ، و در روايات متعددى از اين كار ، نكوهش شده ، در حديثى از پيغمبر اكرم ص