تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
مىكوبند و پيش مىروند . بنا بر اين كسانى كه مىتوانند تامين زندگى كنند ، بايد مشقت و رنج سفر را تحمل كرده ، از دسترنج ديگران استفاده نكنند مگر اينكه كار مهمترى همچون جهاد در راه خدا يا فرا گرفتن علوم واجب ، مانع از سفر گردد . و در دومين توصيف از آنان ، مىفرمايد : « كسانى كه افراد نادان و بى اطلاع ، آنها را از شدت عفاف غنى مىپندارند » ( * ( يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ) * ) . ولى اين سخن به آن مفهوم نيست كه اين نيازمندان با شخصيت قابل شناخت نيستند لذا مىافزايد : « آنها را از چهره هايشان مىشناسى » ( * ( تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ ) * ) . « سيما » در لغت به معنى علامت و نشانه است ( 1 ) و اين كه در فارسى امروز آن را به معنى چهره و صورت به كار مىبرند ، معنى تازه اى است و گرنه در مفهوم عربى آن ، چنين معنايى ذكر نشده است ، به هر حال منظور اين است كه آنها گر چه سخنى از حال خود نمىگويند ولى در چهره هايشان نشانه هايى از رنجهاى درونى وجود دارد كه براى افراد فهميده آشكار است ، آرى « رنگ رخساره خبر مىدهد از سر درون » . و در سومين توصيف از آنان مىفرمايد : آنها چنان بزرگوارند كه : « هرگز چيزى با اصرار از مردم نمىخواند » ( * ( لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً ) * ) . ( 2 ) اصولا آنها از مردم چيزى نمىخواهند تا چه رسد به اينكه اصرار در سؤال داشته باشند ، و به تعبير ديگر معمول نيازمندان عادى اصرار در سؤال است اما آنها يك نيازمند عادى نيستند .
هامش
( 1 ) بعضى آن را از ماده « وسم » و بعضى آن را از ماده « سوم » ، گرفته‌اند . ( 2 ) « الحاف » از همان ماده « لحاف » به معنى آن پوشش خاص است ، و اصرار در سؤال را از اين جهت الحاف گفته‌اند كه قلب انسان يا طرف مقابل را مىپوشاند .