تفسير : دو مثال جالب در مورد انگيزههاى انفاق
در دو آيه بالا ، نخست اشاره به اين حقيقت شده كه افراد با ايمان نبايد انفاقهاى خود را به خاطر منت و آزار ، باطل و بى اثر سازند .
سپس دو مثال جالب براى انفاقهاى آميخته با منت و آزار و رياكارى و خودنمايى و همچنين انفاقهايى كه از ريشه اخلاص و عواطف دينى و انسانى سرچشمه گرفته بيان مىكند .
مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! بخششهاى خود را با منت و آزار باطل نسازيد » ( * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأَذى ) * ) .
سپس اين عمل را تشبيه به انفاقهايى كه توأم با رياكارى و خودنمايى است مىكند ، مىفرمايد : « اين همانند كسى است كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مىكند و ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارد » ( * ( كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَه رِئاءَ النَّاسِ وَلا يُؤْمِنُ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * ) .
و بعد مىافزايد : « ( كار او ) همچون قطعه سنگ صافى است كه بر آن ( قشر نازكى از ) خاك باشد ( و بذرهايى در آن افشانده شود ) و باران درشت به آن برسد ، ( و خاك و بذرها را بشويد ) و آن را صاف رها سازد آنها از كارى كه انجام دادهاند چيزى به دست نمىآورند » ( * ( فَمَثَلُه كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْه تُرابٌ فَأَصابَه وابِلٌ فَتَرَكَه صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ) * ) . ( 1 )
چه تعبير لطيف و رسا و گويايى ؟ ! قطعه سنگ محكمى را در نظر بگيريد كه قشر رقيقى از خاك روى آن را پوشانده باشد و بذرهاى مستعدى نيز در آن خاك
هامش
( 1 ) « صفوان » به معنى قطعه سنگ بزرگ و صاف است كه چيزى در آن نفوذ نمىكند و چيزى بر آن قرار نمىگيرد ، و « وابل » به معنى باران سنگين دانه درشت است ، و لذا به كارهاى سخت و سنگين و مصيبت بار نيز اطلاق شده است ، و « صلدا » نيز به معنى سنگ صافى است كه چيزى بر آن نمىرويد .