اكنون به تفسير آيات باز مىگرديم :
در نخستين آيه ، روى سخن را به پيغمبر اكرم ص كرده ، مىفرمايد : « آيا نديدى جمعى از اشراف بنى اسرائيل را بعد از موسى ع كه به پيامبر خود گفتند :
زمامدارى براى ما انتخاب كن تا ( تحت فرماندهى او ) در راه خدا پيكار كنيم ؟ « ( * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ) .
واژه « ملاء » در لغت به معنى اشياء يا اشخاصى است كه چشم را پر مىكند و شگفتى بيننده را برمىانگيزد ، به همين جهت به جمعيت زيادى كه داراى رأى و عقيده واحدى ، باشند ملا گفته مىشود ، و نيز به اشراف و بزرگان هر قوم و ملتى « ملا » مىگويند ، زيرا هر كدام از اين دو گروه به خاطر كميت يا كيفيت خاص خود چشم بيننده را پر مىكند .
همانطور كه قبلا اشاره شد ، اين آيه اشاره به جمعيت زيادى از بنى اسرائيل مىكند كه يك صدا از پيامبر خويش تقاضاى امير و رهبرى كردند تا بتوانند به فرماندهى او با جالوت كه تمام حيثيت دينى و اجتماعى و اقتصادى آنها را به خطر افكنده بود پيكار كنند .
قابل توجه اينكه آنها براى رفع تجاوز دشمن كه ايشان را از سرزمينشان بيرون رانده بود ، مىخواستند مبارزه كنند ، در عين حال نام آن را فى سبيل اللَّه ( در راه خدا گذاردند ) از اين تعبير روشن مىشود كه آنچه به آزادى و نجات انسانها از اسارت و رفع ظلم كمك كند ، « فى سبيل اللَّه » محسوب مىشود ، علاوه بر اين پيكار مزبور ، جنبه دينى و مذهبى نيز داشت .
بعضى نام اين پيامبر را « شمعون » و بعضى « اشموئيل » ، و بعضى « يوشع » ، ذكر كردهاند ، ولى مشهور در ميان مفسران همان اشموئيل است كه عربى آن