2 - درس عبرت
همان گونه كه در شان نزول آمد ، آيه فوق ، اشاره به گروهى از بنى اسرائيل مىكند ، كه براى فرار از زير بار مسئوليت جهاد ، دست به بهانه تراشى زدند و خداوند آنها را مبتلا به بيمارى طاعون كرد ، كه همه را به طور سريع و برقآسا ، از ميان برد ، آن چنان كه هيچ دشمن خطرناكى در ميدان جنگ قادر به آن نيست ، يعنى تصور نكنيد با فرار از زير بار مسئوليت و توسل به بهانههاى مختلف مىتوانيد در امان بمانيد ، تصور نكنيد كه در برابر قدرت پروردگار ، مىتوانيد مقاومت كنيد ، خدا مىتواند با دشمن بسيار كوچكى ، مانند ميكرب طاعون يا و با كه حتى با چشم ديده نمىشود ، شما را چنان درو كند كه اثرى از شما باقى نماند .
3 - مساله « رجعت » و بازگشت به دنيا
نكته ديگرى كه در اينجا شايان توجه است مساله امكان « رجعت » است كه از اين آيه به خوبى استفاده مىشود .
توضيح اينكه : در تاريخ گذشتگان مواردى را مىيابيم كه افرادى بعد از مرگ ، به اين جهان بازگشتند مانند ماجراى جمعى از بنى اسرائيل كه همراه موسى ع به كوه طور رفتند كه در آيه 55 و 56 سوره بقره آمده و داستان عزير يا ارميا كه در آيه 259 همين سوره آمده ، و همچنين حادثه اى كه در آيه مورد بحث به آن اشاره شده است .
بنا بر اين مانعى ندارد كه همين مساله در آينده نيز تكرار شود .
دانشمند معروف شيعه مرحوم « صدوق » نيز به همين آيه براى امكان مساله رجعت استدلال كرده و مىگويد : يكى از عقايد ما اعتقاد بر رجعت است ( كه گروهى از انسانهاى پيشين بار ديگر در همين دنيا به زندگى باز مىگردند ) .
و نيز مىتواند اين آيه سندى براى مساله معاد و احياى مردگان در قيامت باشد .