سوم است ) . ( 1 )
بنا بر اين منظور از جدا شدن توأم با احسان و نيكى اين است كه حقوق آن زن را بپردازد و بعد از جدايى ، ضرر و زيانى به او نرساند و پشت سر او سخنان نامناسب نگويد ، و مردم را به او بدبين نسازد ، و امكان ازدواج مجدد را از او نگيرد .
بنا بر اين همانگونه كه نگاهدارى زن و آشتى كردن بايد با معروف و نيكى و صفا و صميميت همراه باشد ، جدايى نيز بايد توأم با احسان گردد .
و لذا در ادامه آيه مىفرمايد : « براى شما حلال نيست كه چيزى را از آنچه به آنها دادهايد پس بگيريد » ( * ( وَلا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً ) * ) .
بنا بر اين ، شوهر نمىتواند هنگام جدايى چيزى را كه به عنوان مهر به زن داده است باز پس گيرد و اين يك مصداق جدايى بر پايه احسان است ( در سوره نساء آيات 20 و 21 ، اين حكم به طور مشروحتر بيان شده است كه شرح آن خواهد آمد ) .
بعضى از مفسران مفهوم اين جمله را وسيعتر از « مهر » دانسته و گفتهاند چيزهاى ديگرى را كه به او بخشيده است نيز باز پس نمىگيرد ( 2 ) .
جالب توجه اينكه در مورد رجوع و آشتى تعبير به معروف يعنى كارى كه در عرف ناپسند نباشد شده ، ولى در مورد جدايى تعبير به احسان آمده است كه چيزى بالاتر از معروف است ، تا مرارت و تلخى جدايى را براى زن به اين وسيله جبران نمايد . ( 3 )
در ادامه آيه به مساله طلاق « خلع » اشاره كرده مىگويد : تنها در يك فرض ، باز پس گرفتن مهر مانعى ندارد ، و آن در صورتى است كه زن تمايل به ادامه زندگى زناشويى نداشته باشد ، و « دو همسر از اين بترسند كه با ادامه زندگى زناشويى
هامش
( 1 ) تفسير عياشى ، جلد 1 صفحه 116 .
( 2 ) تفسير كبير ، جلد 6 صفحه 99 .
( 3 ) الميزان ، جلد 2 صفحه 234 ( ذيل آيه ) .