مساله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظايف آنها است .
ما هر چه را انكار كنيم اين حقيقت را نمىتوانيم انكار نمائيم كه بين اين دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زيادى است كه ذكر آنها در كتب مختلف ما را از تكرار آنها بى نياز مىسازد و خلاصه همه آنها اين است كه چون زن پايگاه وجود و پيدايش انسان است و رشد نونهالان در دامن او انجام مىپذيرد همانطور كه جسما متناسب با حمل و پرورش و تربيت نسلهاى بعد آفريده شده از نظر روحى هم سهم بيشترى از عواطف و احساسات دارد .
با وجود اين اختلافات دامنه دار آيا مىتوان گفت زن و مرد بايد در تمام شؤون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها صد در صد مساوى باشند .
مگر نه اين است كه بايد طرفدار عدالت در اجتماع بود آيا عدالت غير از اين است كه هر كس به وظيفه خود پرداخته و از مواهب و مزاياى وجودى خويش بهره مند گردد ؟
بنا بر اين آيا دخالت دادن زن در كارهايى كه خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نمىباشد ؟ ! اينجاست كه مىبينيم اسلام در عين طرفدارى از عدالت ، مرد را در پاره اى از كارهاى اجتماعى كه به خشونت و يا دقت بيشترى نيازمند است ، مانند : سرپرستى كانون خانه و . . . مقدم داشته و مقام معاونت را به زن واگذار كرده است .
يك « خانه » و يك « اجتماع » هر كدام احتياج به مدير دارند و مساله مديريت در آخرين مرحله خود بايد در يك شخص منتهى گردد ، و گرنه كشمكش و هرج و مرج بر قرار خواهد شد .
با اين وضع آيا بهتر است كه مرد براى اين كار نامزد گردد يا زن ؟ همه محاسبات دور از تعصب مىگويد وضع ساختمانى مرد ايجاب مىكند كه مديريت خانواده به عهده او نهاده شود و زن « معاون » او گردد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٤