بنا بر اين همان گونه كه از ازدواج مردان مؤمن با زنان مشرك و بتپرست نهى شده ، ازدواج مردان مشرك با زنان مؤمن نيز ممنوع است حتى غلامان با ايمان بر آنها ترجيح و اولويت دارند ، و از مردان زيبا و ثروتمند و ظاهرا با شخصيت كافر برتر و شايسته تر بلكه مساله در اين بخش از حكم ، سختتر و مشكلتر است ، چرا كه تاثير شوهر بر زن معمولا از تاثير زن بر شوهر بيشتر است .
در پايان آيه نيز دليل اين حكم الهى را براى به كار انداختن انديشهها بيان مىكند ، مىفرمايد : « آنها ( يعنى مشركان ) به سوى آتش دعوت مىكنند ، در حالى كه خدا ( مؤمنانى كه مطيع فرمان او هستند ) به فرمانش دعوت به بهشت و آمرزش مىكند » ( * ( أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّه يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِه ) * ) .
سپس مىافزايد : « و آيات خود را براى مردم روشن مىسازد ، شايد متذكر شوند » ( * ( وَيُبَيِّنُ آياتِه لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ) * ) .
نكتهها :
1 - فلسفه تحريم ازدواج با مشركان
چنان كه ديديم آيه فوق در يك جمله كوتاه ، فلسفه اين حكم را بيان كرده كه اگر آن را بشكافيم ، چنين مىشود : ازدواج پايه اصلى تكثير نسل و پرورش و تربيت فرزندان و گسترش جامعه است ، و محيط تربيتى خانواده در سرنوشت فرزندان ، فوق العاده مؤثر است ، از يك سو آثار قطعى وراثت ، و از سوى ديگر آثار قطعى تربيت در طفوليت زيرا نوزادان ، بعد از تولد غالبا در دامان پدر و مادر پرورش مىيابند و در سالهايى كه سخت شكلپذيرند ، زير نظر آنها هستند .
از سوى سوم شرك ، خمير مايه انواع انحرافات ، و در واقع آتش سوزانى است ، هم در دنيا و هم در آخرت ، لذا قرآن اجازه نمىدهد كه مسلمانان ، خود يا فرزندانشان را در اين آتش بيفكنند ، از اين گذشته مشركان كه افراد بيگانه از