زيرا كسى كه بال و پر خود را با آتش كفر و دشمنى با حق سوخته مسلما در آن جهان قدرت پرواز ندارد ، و سقوطش در « دركات دوزخ » حتمى است ، و چون عالم ديگر جاى تحصيل وسيله نيست براى هميشه در چنين وضعى خواهد ماند .
اين موضوع درست به آن مىماند كه انسان بر اثر شهوترانيها و هوسبازيها از روى علم و عمد چشمهاى خود را از دست بدهد و تا پايان عمر مجبور شود ، نابينا بماند .
بديهى است اين سرنوشت مخصوص كافرانى است كه از روى علم و عمد راه كفر و دشمنى با حق را بپيمايند ( توضيح بيشتر را در باره مساله خلود در جلد 9 صفحه 239 ذيل آيه 107 و 108 سوره هود مطالعه فرمائيد ) .
2 - اين آيه يكتايى خداوند را به طورى كه هر گونه انحراف و شرك را نفى مىكند بيان كرده است ، گاه و بيگاه به موجوداتى كه داراى صفات منحصر به فرد و به اصطلاح يكتا هستند برخورد مىكنيم ، اما ناگفته پيدا است كه همه آنها در يك يا چند صفت مخصوص به خود ممكن است منحصر به فرد و يكتا باشند ، اما خداوند در ذات يكتا است ، در صفات يكتاست ، در افعال يكتاست ، يكتايى خدا عقلا قابل تعدد نيست ، او يكتايى است ازلى و ابدى يكتايى است كه حوادث در يگانگى او اثر نمىكند ، يكتايى او هم در ذهن است و هم در بيرون ذهن ، كوتاه سخن اينكه او در يكتايى خود هم يكتاست !
3 - مگر لعن خدا كافى نيست ؟
- در آيه فوق علاوه بر لعن خداوند ، لعن همه لعن كنندگان نيز نثار افرادى شده بود كه حق را كتمان مىكنند ، در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مگر لعن خدا به تنهايى كافى نيست ؟
پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا اين در واقع يك نوع تاكيد و ابراز تنفر