و نيستى ، تركيبى است از جلب منفعت و دفع ضرر ، آيا انسانى كه ابعاد روح او را اين دو تشكيل مىدهد ممكن است پايه تربيتش تنها روى يك قسمت باشد .
مخصوصا تعادل ميان اين دو لازم است كه اگر تشويق و اميد از حد بگذرد باعث جرئت و غفلت است ، و اگر بيم و انذار بيش از اندازه باشد نتيجه اش ياس و نوميدى و خاموش شدن شعلههاى عشق و تحرك است .
درست به همين دليل در آيات قرآن ، « نذير » و « بشير » يا « انذار » و « بشارت » در كنار هم قرار گرفته ، حتى گاهى « بشارت » بر « انذار » مقدم است ، مانند آيه مورد بحث ، ( * ( بَشِيراً وَنَذِيراً ) * ) و گاه به عكس ، « نذير » بر « بشير » تقدم يافته ، مانند آيه 188 سوره اعراف إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ : « من بيم دهنده و بشارت دهنده و بشارت دهندهام براى افرادى كه ايمان مىآورند » .
هر چند در اكثر آيات قرآن ، بشارت مقدم داشته شده اين نيز ممكن است به خاطر اين باشد كه در مجموع ، رحمت خدا بر عذاب و غضب او پيشى گرفته است ( يا من سبقت رحمته غضبه ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 426
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٦