پرستى بعد از آن همه دلائل روشن توحيدى چه بود ؟ اين چه ايمانى است كه به محض غيبت موسى و رفتنش به كوه طور از دلهاى شما پرواز مىكند و كفر جاى آن ، و گوساله جاى توحيد را مىگيرد ؟
آرى شما با اين كارتان هم به خود ستم كرديد و هم به جامعه خود و نسلهاى آينده تان .
در سومين آيه مورد بحث سند ديگرى بر بطلان اين ادعاى آنها ذكر كرده مساله پيمان كوه طور را به ميان مىكشد و مىگويد : « ما از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سرتان قرار داديم و به شما گفتيم دستوراتى را كه مىدهيم محكم بگيريد و درست بشنويد اما آنها گفتند شنيديم و مخالفت كرديم » .
( * ( وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَرَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قالُوا سَمِعْنا وَعَصَيْنا ) * ) .
« آرى دلهاى آنها به خاطر كفرشان با محبت گوساله آبيارى شده بود » ! ( * ( وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ ) * ) .
آرى شرك و دنيا پرستى كه نمونه آن عشق به گوساله طلايى سامرى بود در تار و پود قلبشان نفوذ كرد ، و در سراسر وجودشان ريشه دواند ، و به همين دليل خدا را فراموش كردند .
شگفتا ! اين چگونه ايمانى است كه هم با كشتن پيامبران خدا مىسازد و هم گوساله پرستى را اجازه مىدهد ، و هم ميثاقهاى محكم الهى را به دست فراموشى مىسپرد ؟ ! آرى « اگر شما مؤمنيد ايمانتان بد دستوراتى به شما مىدهد » ( * ( قُلْ بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِه إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) در باره پيمان بنى اسرائيل و شرح و خصوصيات آن ذيل آيه 51 و 63 همين سوره بحث شد .