كه در هر مورد خداوند سكوت كرده ، پرسش و سؤال نكنيد كه حكمتى داشته و لذا در روايتى از امام على بن موسى الرضا ع چنين آمده اگر آنها در همان آغاز ، هر ماده گاوى انتخاب كرده و سر بريده بودند كافى بود ، و لكن شدوا فشدد اللَّه عليهم : « آنها سختگيرى كردند خداوند هم بر آنها سخت گرفت » ( 1 ) .
2 - اينهمه اوصاف براى چه بود ؟
همانگونه كه گفتيم تكليف بنى اسرائيل در آغاز ، مطلق و بى قيد و شرط بود ، اما سختگيرى و سرپيچى آنها از انجام وظيفه ، حكم آنها را دگرگون ساخت و سختتر شد ( 2 ) .
با اين حال اوصاف و قيودى كه بعدا براى اين گاو ذكر شده ممكن است اشاره به يك حقيقت اجتماعى در زندگى انسانها بوده باشد : قرآن گويا مىخواهد اين نكته را بيان كند كه گاوى كه بايد نقش احيا كننده داشته باشد ، ذلول يعنى تسليم بدون قيد و شرط ، و باربر و اسير و زير دست نباشد ، همچنين نبايد رنگهاى مختلف در اندام آن به چشم بخورد بلكه بايد يك رنگ و خالص باشد .
به طريق اولى كسانى هم كه در نقش رهبرى و احياء كردن اجتماع ظاهر مىشوند و مىخواهند قلبها و افكار مرده را احيا كنند ، بايد رام ديگران نگردند ، مال و ثروت فقر و غنى ، قدرت و نيروى زورمندان ، در هدف آنها اثر نگذارد ، كسى جز خدا در دل آنها جاى نداشته باشد ، تنها تسليم حق و پايبند دين باشند ، هيچگونه رنگى در وجودشان جز رنگ خدايى يافت نشود ، و اين افراد هستند
هامش
( 1 ) تفسير عياشى به نقل از تفسير الميزان ذيل آيه مورد بحث .
( 2 ) اين داستان نشان مىدهد كه هم نسخ حكم قبل از عمل بر طبق مصالحى جايز است و هم در آئين موسى نسخ وجود داشته ، و نيز نشان مىدهد كه گاهى تكليفشان جنبه كيفر و مجازات دارد ، اينها مباحثى است كه در جاى خود مطرح شده است .