نخست مىگويد : « قطعا حال كسانى را كه از ميان شما در روز شنبه نافرمانى و گناه كردند دانستيد » ( * ( وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ ) * ) .
و نيز دانستيد كه « ما به آنها گفتيم : به صورت بوزينه گان طرد شده اى در آئيد و آنها چنين شدند » ( * ( فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ ) * ) ( 1 ) .
« ما اين امر را كيفر و عبرتى براى مردم آن زمان و زمانهاى بعد قرار داديم » ( * ( فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَما خَلْفَها ) * ) .
« و همچنين پند و اندرزى براى پرهيزكاران » ( * ( وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ ) * ) .
خلاصه ماجرا چنين بود : « خداوند به يهود دستور داده بود ، روز » شنبه « را تعطيل كنند ، گروهى از آنان كه در كنار دريا مىزيستند به عنوان آزمايش دستور يافتند از دريا در آن روز ماهى نگيرند ، ولى از قضا روزهاى شنبه كه مىشد ، ماهيان فراوانى بر صفحه آب ظاهر مىشدند ، آنها به فكر حيله گرى افتادند و با يك نوع كلاه شرعى روز شنبه از آب ماهى گرفتند ، خداوند آنان را به جرم اين نافرمانى مجازات كرد و چهره شان را از صورت انسان به حيوان دگرگون ساخت » .
آيا اين مسخ و دگرگونى چهره جنبه جسمانى داشته يا روانى و اخلاقى ؟
و نيز اين قوم در كجا مىزيستند ؟ و با چه نيرنگى براى گرفتن ماهى متوسل شدند ؟
پاسخ تمام اين سؤالات و مسائل ديگر را در اين رابطه در جلد ششم ذيل آيات 163 تا 166 سوره اعراف مطالعه خواهيد فرمود ( جلد ششم صفحه 318 تا 328 ) .
جمله * ( فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ ) * كنايه از سرعت عمل است كه با يك
هامش
( 1 ) « خاسى » از ماده خسا ( بر وزن نسل ) به معنى طرد و ذلت است ، اين تغيير در اصل به معنى راندن و طرد كردن سنگ آمده سپس در معنى وسيعترى كه راندن توام با تحقير باشد در موارد ديگر نيز به كار رفته است .