تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و كار بسيار بدى است تو را نمىكشيم ولى از محيط ما بيرون برو ! سلمان و دوستش در اين موقع راهب را ملاقات كردند ، وعده ملاقات در « دير موصل » گذاشته شد ، پس از حركت راهب ، سلمان چند روزى منتظر دوست با وفايش بود ، تا آماده حركت گردد ، او هم هم چنان سرگرم تهيه مقدمات سفر بود ولى سلمان بالاخره طاقت نياورده تنها به راه افتاد . در دير موصل سلمان بسيار عبادت مىكرد ، راهب مذكور كه سرپرست اين دير بود او را از عبادت زياد بر حذر داشت مبادا از كار بيفتد ، ولى سلمان پرسيد آيا عبادت فراوان فضيلتش بيشتر است يا كم عبادت كردن ؟ در پاسخ گفت : البته عبادت بيشتر اجر بيشتر دارد . عالم دير پس از مدتى به قصد بيت المقدس حركت كرد و سلمان را با خود به همراه برد در آنجا به سلمان دستور داد كه روزها در جلسه درس علماى نصارى كه در آن مسجد منعقد مىشد حضور يابد و كسب دانش كند . روزى سلمان را محزون يافت ، علت را جويا شد ، سلمان در پاسخ گفت تمام خوبيها نصيب گذشتگان شده كه در خدمت پيامبران خدا بوده‌اند . عالم دير به او بشارت داد كه در همين ايام در ميان ملت عرب پيامبرى ظهور خواهد كرد كه از تمام انبياء برتر است ، عالم مزبور اضافه كرد من پير شده‌ام ، خيال نمىكنم او را درك نمايم ، ولى تو جوانى اميدوارم او را درك كنى ولى اين را نيز بدان كه اين پيامبر نشانه هايى دارد از جمله نشانه خاصى بر شانه او است ، او صدقه نمىگيرد ، اما هديه را قبول مىكند . در بازگشت آنها به سوى موصل در اثر جريان ناگوارى كه پيش آمد سلمان عالم دير را در بيابان گم كرد .