بىروحى بوديد و او شما را زنده كرد و لباس حيات بر تنتان پوشانيد « ( * ( كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّه وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ) * ) .
قرآن به همه ما يادآورى مىكند كه قبل از اين شما مانند سنگها و چوبها و موجودات بىجان مرده بوديد ، و نسيم حيات اصلا در كوى شما نوزيده بود .
ولى اكنون داراى نعمت حيات و هستى مىباشيد ، اعضاء و دستگاههاى مختلف ، حواس و ادراك به شما داده شده ، اين هستى و حيات را چه كسى به شما عطا كرده آيا خود به خويشتن داديد ؟
بديهى است هر انسان منصفى بدون هيچ ترديد اعتراف مىكند كه اين نعمت از خود او نيست ، بلكه از ناحيه يك مبدء عالم و قادر به او رسيده است ، كسى كه تمام رموز حيات و قوانين پيچيده آن را مىدانسته ، و بر تنظيم آن قدرت داشته ، آن گاه جاى اين سؤال است كه پس چرا به خدايى كه بخشنده حيات و هستى است كفر مىورزيد ؟ .
امروز براى همه دانشمندان مسلم شده كه ما در اين جهان چيزى پيچيده تر از مساله حيات و زندگى نداريم ، چرا كه با تمام پيشرفتهاى شگرفى كه در زمينه علوم و دانشهاى طبيعى نصيب بشر گرديده ، هنوز معماى حيات گشوده نشده است اين مساله آن قدر اسرار آميز است كه افكار مليونها دانشمند و كوششهايشان تا كنون از درك آن عاجز مانده ، ممكن است در آينده در پرتو تلاشهاى پىگير ، انسان از رموز حيات ، تدريجا آگاه گردد ، ولى مساله اين است كه آيا هيچكس مىتواند چنين امر فوق العاده دقيق و ظريف و پر از اسرار را كه نيازمند به يك علم و قدرت فوق العاده است به طبيعت بىشعور كه خود فاقد حيات بوده است نسبت دهد .
اينجا است كه مىگوئيم پديده حيات در جهان طبيعت بزرگترين سند اثبات وجود خدا است كه پيرامون آن كتابها نگاشتهاند ، و قرآن در آيه فوق مخصوصا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٠