بنا بر اين يادآورى اين نعمتها ، هم دليلى است بر خداشناسى ، و هم محركى است براى شكرگزارى و پرستش .
3 - نتيجه اين پرستش ، تقوا و پرهيزگارى است ( * ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * ) .
بنا بر اين عبادتها و نيايشهاى ما چيزى بر جاه و جلال خدا نمىافزايد همانگونه كه ترك آنها چيزى از عظمت مقام او نمىكاهد ، اين عبادتها كلاسهاى تربيت براى آموزش تقوا است ، تقوا همان احساس مسئوليت و خودجوشى درونى كه معيار ارزش انسان و ميزان سنجش شخصيت او است .
4 - تكيه بر « * ( الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * » ( كسانى كه پيش از شما بودند ) شايد اشاره به اين باشد كه اگر شما در پرستش بتها استدلال به سنت نياكانتان مىكنيد خدا هم آفريننده شما است و هم آفريننده نياكان شما است ، هم مالك و پرورش دهنده شما است و هم مالك و پرورش دهنده آنها ، بنا بر اين ، پرستش بتها چه از ناحيه شما باشد و چه از ناحيه آنها چيزى جز انحراف نيست .
نعمت زمين و آسمان
در آيه بعد به قسمت ديگرى از نعمتهاى بزرگ خدا كه مىتواند انگيزه شكرگزارى باشد اشاره كرده ، نخست از آفرينش زمين سخن مىگويد : « همان خدايى كه زمين را بستر استراحت شما قرار داد » ( * ( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً ) * ) .
اين مركب راهوارى كه شما را بر پشت خود سوار كرده و با سرعت سرسام آورى در اين فضا به حركات مختلف خود ادامه مىدهد ، بى آنكه كمترين لرزشى بر وجود شما وارد كند ، يكى از نعمتهاى بزرگ او است .
نيروى جاذبه اش كه به شما اجازه حركت و استراحت و ساختن خانه و لانه و تهيه باغها و زراعتها و انواع وسائل زندگى مىدهد ، نعمت ديگرى است ، هيچ