19 - يا همچون بارانى كه در شب تاريك توام با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذرانى ) ببارد ، آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود مىگذارند تا صداى صاعقه را نشنوند ، و خداوند به كافران احاطه دارد ( و در قبضه قدرت او هستند ) .
20 - روشنايى خيره كننده برق نزديك است چشم آنها را بربايد ، هر لحظه اى كه برق جستن مىكند ( صفحه بيابان را ) براى آنها روشن مىسازد ( چند قدمى ) در پرتو آن راه مىروند و هنگامى كه خاموش مىشود توقف مىكنند ، و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بين مىبرد ، خداوند بر هر چيز توانا است .
تفسير : دو مثال جالب براى ترسيم حال منافقان
بعد از بيان صفات و ويژگيهاى منافقان ، قرآن مجيد ، براى مجسم ساختن وضع آنها دو تشبيه گويا در آيات فوق بيان مىكند :
1 - در مثال اول مىگويد : « آنها مانند كسى هستند كه آتشى ( در شب ظلمانى ) افروخته ( تا در پرتو نور آن راه را از بيراهه بشناسد و به منزل مقصود برسد ) ( * ( مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً ) * ) .
« ولى همين كه اين شعله آتش اطراف آنها را روشن ساخت ، خداوند آن را خاموش مىسازد ، و در ظلمات رهاشان مىكند ، به گونه اى كه چيزى را نبينند » ( * ( فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَه ذَهَبَ اللَّه بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ ) * ) .
آنها فكر مىكردند با اين آتش مختصر و نور آن مىتوانند با ظلمتها به پيكار برخيزند ، اما ناگهان بادى سخت بر مىخيزد و يا باران درشتى فرو مىريزد ، و يا بر اثر پايان گرفتن مواد آتشافروز ، آتش به سردى و خاموشى مىگرايد و بار ديگر در تاريكى وحشتزا سرگردان مىشوند .
سپس اضافه مىكند : « آنها كر هستند و گنگ و نابينا ، و چون هيچيك از وسائل اصلى درك حقايق را ندارند از راهشان باز نمىگردند » ( * ( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ) * ) .