درك و فهم نخستين بار در دستگاه مغز آشكار مىشود ، ولى عكس العمل مسائل عاطفى از قبيل محبت ، عداوت ، ترس ، آرامش ، شادى و غم در قلب انسان ظاهر مىگردد ، بطورى كه بهنگام ايجاد اين امور بروشنى اثر آنها را در قلب خود احساس مىكنيم .
نتيجه اينكه اگر در قرآن مسائل عاطفى به قلب ( همين عضو مخصوص ) مسائل عقلى به قلب ( به معنى عقل يا مغز ) نسبت داده شده ، دليل آن همان است كه گفته شد ، و سخنى به گزاف نرفته است .
از همه اينها گذشته قلب به معنى عضو مخصوص نقش مهمى در حيات و بقاى انسان دارد ، بطورى كه يك لحظه توقف آن با نابودى همراه است . بنا بر اين چه مانعى دارد كه فعليتهاى فكرى و عاطفى به آن نسبت داده شود .
5 - چرا « قلب » و « بصر » به صيغه جمع و « سمع » به صيغه مفرد ذكر شده است ؟
- در آيه فوق مانند بسيارى ديگر از آيات قرآن ، قلب و بصر به صورت جمع ( قلوب و ابصار ) آمده ولى « سمع » همه جا در قرآن به صورت مفرد ذكر شده است اين تفاوت حتما نكته اى دارد ، نكته آن چيست ؟
پاسخ : درست است كه كلمه « سمع » در قرآن همه جا به صورت مفرد آمده و به صورت جمع ( اسماع ) نيامده است ولى قلب و بصر گاهى به صورت جمع مانند آيه فوق و گاهى به صورت مفرد مانند آيه 23 سوره جاثيه آمده است : ( وَخَتَمَ عَلى سَمْعِه وَقَلْبِه وَجَعَلَ عَلى بَصَرِه غِشاوَةً ) .
عالم بزرگوار مرحوم شيخ طوسى در تفسير « تبيان » از يكى از ادباى معروف چنين نقل مىكند كه : علت مفرد آمدن « سمع » ممكن است يكى از دو چيز باشد :
نخست : اينكه « سمع » گاهى بعنوان اسم جمع به كار ميرود و مىدانيم كه