مخالفت كنم ، سزاوارترم . » « 1 » و روى همين اصل امام حسين عليه السلام به گفتار جدّ بزرگوارش عمل كرد و حاضر نشد زنده بماند و حدود الهى را جارى نشده و احكام اسلام را اجرا نگرديده ببيند .
حسين عليه السلام آن روز با قيام خود ، و با نثار خون خويش و خون يارانش و با رضايت به اسير شدن اهلبيت و خاندانش ، نهال اسلام را بارور ساخت . دكتر اقبال لاهورى ، ضمن چند بيت ، طى قطعهاى در اين باره مىگويد :
چون خلافت رشته از قرآن گسيخت * حريّت را زهر اندر كام ريخت
خواست آن سر جلوهء خير الامم * چون سحاب قبله باران در قدم
بر زمين كربلا باريد و رفت * لاله در ويرانهها كاريد و رفت
هامش
( 1 ) . رجوع شود به : كتابهاى « نفس المهموم » ، « تاريخ طبرى » ، « حياة الحسين » / تأليف عبدالحميد جودة السّحار - نويسنده معروف مصرى - ، « جنگ و صلح در اسلام » / تأليف دكتر خدورى - استاد علوم شرقى دانشگاه پكنس امريكا - و ماهنامه « گنج شايگان » ، نشريه انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه تهران . متن عربى خبر از اين قرار است :
« ايّها النّاس ! انّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قال : من رأى سلطاناً جائراً مستحلًا لحرام اللَّه ناكثاً لعهد اللَّه ، مخالفاً لسنة رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يعمل فى عباده بالاثم والعدوان ، فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقاً على اللَّه ان يدخله مدخله الا وانّ هولاء قد لزموا طاعة الشّيطان وتركوا طاعة الرّحمن واظهروا الفساد وعطّلوا الحدود واستأثروا بالفئى واحلوا حرام اللَّه وحرّموا حلاله وانا احقّ من غير » .