هركه در آفاق گردد بوتراب * باز گرداند ز مغرب آفتاب
زيرپاش اين جا شكوه خيبر است * دست او آن جا قسيم كوثر است
از خودآگاهى يداللّهى كند * از يداللّهى شهنشاهى كند
ذات او دروازهء شهر علوم * زير فرمانش حجاز و چين و روم
خاك گشتن مذهب پروانگى است * خاك را آب شوكه اين مردانگى است « 1 »
از گلِ خود آدمى تعمير كن * آدمى را عالمى تعمير كن
در جهان نتوان اگر مردانه زيست * همچو مردان جان سپردن زندگى است
* * * همچنين است توجه اقبال به دخت گرامى رسول اكرم ، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام كه اسوهء زنان عالم است :
هامش
( 1 ) . اشاره به كنيه « ابوتراب » امام على است .