گرچه هر مرگ است بر مؤمن شكر * مرگ پور مرتضى ، چيزى دگر
جنگ شاهان جهان غارتگرى است * جنگ مؤمن سنت پيغمبرى است
آنكه حرف شوق با اقوام گفت * جنگ را رهبانى اسلام گفت
4 - درگيرانيدن : روشن كردن ، برافروختن . درگير ( مصطلح اقبال ) :
سوزاننده و شعله ور . در جاى ديگر مىگويد :
يك شرر مىافكند اندر دلش * شعله ئى درگير مىگردد گلش
در غزلى مىگويد :
شعله ئى درگير زد بر خس و خاشاك من * مرشد رومى كه گفت : « منزل ما كبرياست »
5 - نعرهء تكبير : بانگ تكبير ؛ با توجه به بيت نخست ، فرياد مبارزهطلبى حسين عليه السلام در روز عاشورا ، كه پس از آن واقعه ، به صورت نشانهئى براى مبارزهطلبى در جنگهاى مسلمانان درآمد . اللَّه اكبر ، كه گواهى دادن بر عظمت و بزرگى خداست ، بهطور ضمنى ، نفى كارآئى علتهاى ثانوى را هم معنا مىدهد .
اقبال ، شخصيت حسين عليه السلام را در سرودههايش مورد ستايش قرار مىدهد :
تار ما از زخمهاش لرزان هنوز تازه از تكبير او ايمان هنوز
6 - تير آن نگاه . « 1 »
هامش
( 1 ) . لعل روان ، شرح غزليات اقبال لاهورى ، از دكتر محمد بقائى ( ماكان ) چاپ تهران ، ص 187 - 189 ، 1382 .