تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقد النصوص في شرح نقش الفصوص — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
قادر گردانيد » ، دريافتيم كه موهبت تصرّف از حق يافت . بعد از آن به تذكير حق سبحانه تذكَّر دعوت سليمان كرده طريق أدب مرعى داشت . [ 200 ] پس معلوم شد كه آن چه مختص است به سليمان عليه السلام ظهور است به ملك موهوب در ميان عموم خلايق ، نه تمكَّن و اقتدار او بر آن . مثنوى ولد رحمه الله : « هر نبى و ولى بر همهء معجزات و كرامات قادر بود . اگر چه هر يكى معجزه اى و كرامتى ظاهر كرد ، الَّا بر تمامت قادر بود . به حسب اقتضاء هر دورى يكى شقّ قمر كرد ، و يكى مرده زنده كرد ، و همچنين إلى ما لا نهايه . چنان كه طبيب هر رنجورى را دوايى ديگر كند لايق رنجش نه از آن است كه همان قدر مىداند ، امّا در آن محل آن مىبايد . نظير اين بسيار است . « چون انبياء و اولياء عليهم السلام مظهر و آلت حقاند ، هر چه آلت كند ، در حقيقت صانع كرده باشد همچنان كه قلم در دست نويسنده مختار نيست ، اختيار در دست كاتب است . پس چون از صورت ايشان معجزات و كرامات را حق تعالى مىنمايد ، چون توان گفتن كه حق بر بعضى قادر است و بر بعضى قادر نيست ؟ اين سخن و اين انديشه في الحقيقة كفر باشد .
هر ولى جملهء كرامت داشت گر چه هر يك يكى دو زان افراشت هر يكى را هزار چندان بود اندكى گر چه بهر خلق نمود هر يكى را هزار چندان بود اندكى گر چه بهر خلق نمود و انبياء گزيده تا آدم مثل موسى و عيسى مريم معجز هر يكى دگرگون بود هر يكى سوى حق رهى بنمود هر يكى بود بر همه قادر گر چه جمله ز يك نشد ظاهر قدرت و معجزات از حق خاست كى بود عجز آن طرف كه خداست انبياء آلتاند و حق بر كار همه بىاختيار و او مختار آب اگر چه شود ز لوله روان نبود اصل آب لوله بدان
شرح
[ 200 ] و في كتاب الفتوحات : إنّ الله سبحانه « 1 » أجاب سليمان عليه السلام إلى « 2 » ما طلب منه بأنّه ذكَّر رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم بدعوة أخيه سليمان حتّى لا يمضى ما قام بخاطره من إظهار ذلك . منه .
هامش
« 1 » سبحانه : تعالى JD « 2 » الى : اى JD