تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤

سؤال را پيش مىآورد كه آنان هيچگونه پاسخى در بارهء آنان نه در اين دنيا داشتند و نه در آخرت خواهند داشت . 1 - مگر امير المؤمنين ( ع ) در روزهاى محاصرهء عثمان جدىترين تلاش را براى نجات او و بر طرف كردن محاصره انجام نداد مگر چند بار عثمان را نصيحت نفرمود و از دخالت دادن مروان در كارهاى حكومت برحذر نداشت 2 - عثمان در موقعى كه در محاصره بود به وسيلهء ابن عباس نامه اى به امير المؤمنين عليه السلام فرستاد . در آن نامه نوشته بود چون مردمى كه عليه او شورش كرده‌اند ، نام او را براى خلافت فرياد مىزنند ، لذا ايشان [ على ( ع ) ] از مدينه به سوى ينبع كه در آنجا زمين و باغ داشت خارج شود [ پيش از آن همچنين پيشنهادى كرده بود ] . امير المؤمنين فرمود : اى ابن عباس ، نظر عثمان جز اين نيست كه من براى او شترى آبكش با دلو بزرگ باشم ، پياپى بروم و بيايم . به من پيام فرستاده بود كه از مدينه خارج شوم ، سپس سفارش كرد برگردم سپس اكنون نامه به وسيلهء تو فرستاده است كه بيرون بروم [ اكنون چه كنم ] سوگند به خدا ، آن قدر از او دفاع كردم كه مىترسم اين دفعه گنهكار باشم ( 1 ) 3 - امير المؤمنين ( ع ) در نامه اى به اهل كوفه در موقع حركت به سوى بصره چنين نوشت : « اين نامه از بندهء خدا ، على زمامدار مؤمنان به اهل كوفه كه پيشتاز ياران و داراى منزلتى بالا در ميان عرب مىباشند ، بعد از حمد و ثناى خداوندى ، من در بارهء حادثهء عثمان خبرى به شما بدهم كه شنيدنش مانند ديدنش باشد . مردم به او طعنه زدند [ و به كارهايش خرده گرفتند ] من مردى از مهاجرين بودم ، اكثر اوقات خوشى او را مىخواستم و اندكى او را ملامت مىكردم . در حالى كه كمترين كارى كه طلحه و زبير در بارهء عثمان پيش گرفته بودند ، خشونت بود و رنجاندن و ناتوان ساختن او بود . و از عايشه پديدهء ناگهانى و شديد غضب در بارهء عثمان بود كه از وى بروز نمود ، گروهى از

هامش
( 1 ) . خطبهء 240 .