سرود و خواند . ( 1 ) ابو مخنف مىگويد : اصحاب جمل حركت كردند و به مربد رسيدند . در آنجا مردى از بنى جشم برخاست و گفت : اى مردم ، من فلان ، مردى از جشم هستم . اين مردم ( اصحاب جمل ) به سوى شما آمدهاند ، [ از جايى آمدهاند كه پرنده و وحشى و درندگان در آنجا در امن و امانند ] اگر براى طلب خون عثمان به طرف شما آمدهاند ، قاتلان او ما نيستيم ، كسانى ديگر هستند . مردم ، از من اطاعت كنيد و آنان را به همان جا كه از آن آمدهاند برگردانيد . اگر شما آنان را برنگردانيد ، از جنگ گزنده و فتنهء ناشنوايى كه هيچ كس و هيچ چيز را به حال خود نخواهد گذاشت ، سالم و در امان نخواهيد ماند . ابو مخنف مىگويد : در اين موقع مردمى از اهل بصره سنگهاى كوچك به طرف او انداختند . او هم ساكت شد . ابو مخنف مىگويد : اهالى بصره پياده نظام و سوار در مربد جمع شدند . طلحه برخاست و به مردم اشاره كرد كه ساكت شوند تا او خطبه بخواند . مردم بعد از كوشش زياد سكوت كردند . طلحه گفت : امّا بعد ، عثمان بن عفّان اهل سابقه و فضيلت بود . . . و يكى از زمامداران مسلمانان بود كه پس از ابو بكر و عمر دو صحابهء رسول خدا ( ص ) بر شما حكومت كردند . اين شخص كارهايى كرد كه ما از او ناراضى شديم ، رفتيم به سراغ او ، و از او طلب رضايت كرديم . ) او رضايت داد . سپس مردى با او خصومت ورزيد كه امر خلافت اين امت را از روى غصب گرفت بدون رضايت و مشورتى با آنان و او را كشت و در اين حادثه گروهى بىتقوى و ناشايست او را يارى كردند ، او در حال احرام و بىگناه در حالى كه از گناهانش توبه كرده بود كشته شد اى مردم ، ما آمدهايم خون عثمان را مطالبه مىكنيم و شما را دعوت به اين امر مىنماييم . اگر خدا ما را به قاتلان او مسلط كرد ، آنان را به عنوان قصاص خواهيم كشت و سپس امر زمامدارى را ميان مسلمانان به « شورى » خواهيم گذاشت و اين يك خلافت رحمت براى همهء امت خواهد بود . هر كس امر زمامدارى را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٢
هامش
( 1 ) . همين مأخذ .