تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى كند ميغ مرا كه نيم كوهم ز صبر و حلم و داد كوه را كى در ربايد تندباد آنكه از بادى رود از جا خسى است ز ان كه باد ناموافق خود بسى است باد خشم و باد شهوت باد آز برد او را كه نبود اهل نياز باد كبر و باد عجب و باد خلم برد او را كه نبود از اهل علم كوهم و هستى من بنياد اوست ور شوم چون كاه بادم باد اوست جز به ياد او نجنبد ميل من نيست جز عشق احد سر خيل من خشم بر شاهان شه و ما را غلام خشم را من بسته‌ام زير لگام تيغ حلمم گردن خشمم زده است خشم حق بر من چو رحمت آمده است
6 - پروردگارا [ در اين ميدان كه مرز زندگى و مرگست ] همهء نفوس و دلها و مغزها به جهت رسيدن به اين مرز نهايى از زندگى دنيوى بريده و به ساحل اقيانوس وراى زندگى متوجه شده‌اند . گردنهاى گردنكشان و مردمى كه تحت فرمان فرمانروايان به اين عرصهء كشتار آمده‌اند ، همه و همه به سوى تو كشيده شده است . براى هيچ كس از اين جنگاوران ، هويت و خويشتنى و انديشه اى مورد توجه نمانده است جز يك نفس در غليان و يك فكر كه بايد بكشد و الَّا كشته خواهد شد . چشمهاى اين از خود گسيخته‌ها به ما فوق زندگى كه آغاز حركت آدمى به سوى توست ، خيره گشته است . 7 - خداوندا بار الها ، هيچ يك از اين شمشير به دستها ، درون آرامى ندارد . عداوتهاى پنهانى آشكار و نگاه‌ها به يكديگر نگاه عداوت و خصومت است . با اين درونهاى مضطرب و ناآرام و اين نگاه‌هاى عداوت و خصومت بار ، چه كسى مىتواند اعتدال روحى و احساسات برين و عدالت را در گلاويزى و كشتار مراعات كند خدايا ، به همهء ما رحم فرما ، ما را از تجاوز و اسراف به خون و جان و مال و شرف يكديگر حفظ فرما . 9 ، 11 - أين المانع للذّمار ، و الغائر عند نزول الحقائق من أهل الحفاظ العار وراءكم و الجنّة أمامكم .