حدّاكثر ، مخصوصا با نظر به اين كه اغلب لذايذ ، كم و بيش ناراحتىهايى را به دنبال مىآورند ، در صورتى كه دردها و رنجها در هر لحظه و با هر شكل كه روى به انسان بياورند موجب زجر و ناگوارى مىگردند در نتيجه انسان براى مبارزه و رفع آنها با هر وسيلهء ممكن مىكوشد . زيرا قانون اهميت بيشتر دفع ضرر از جلب نفع ، چنان بديهى است كه هر فرد عاقل و آگاهى آن را آزموده است . پس از اين مقدمه ، به يك قانون مهم ديگر بايد توجه كنيم و آن اينست كه اغلب خردمندان با شخصيت تاريخ پذيرفتهاند كه مخالفت عمدى با هر مسئوليتى مخصوصا در آن موارد كه عوامل آن مسئوليت ريشه در درون داشته باشد ، عذابى در عالم درون به وجود مىآورد و مادامى كه به وسيلهء جبران آن مانند توبه اثر مخالفت آن از بين نرود ، گريبان او را براى ابد مىفشارد . البته ممكن است اشتغالات و علايق دنيوى نگذارد گنه كار آن عذاب را فعلا احساس كند .
حال مىرسيم به اين نتيجه كه با نظر به دليل اثبات معاد و ابديت ، آثار گناهانى كه در موقع رفتن از اين دنيا از نفس انسانى از بين نرفته است ، تجسم عينى به وسيلهء انواع وسايل زجر و شكنجه مانند آتش پيدا مىكند و تا آن جا كه هستى آدم گنهكار از قابليت تطهير ساقط نشده است ، آن را معذب خواهد ساخت .
33 ، 44 - أيّها اليفن الكبير ، الَّذي قد لهزه القتير ، كيف أنت إذا التحمت أطواق النّار بعظام الأعناق ، و نشبت الجوامع حتّى أكلت لحوم السّواعد . . . الى 44 ( اى كهنسال فرتوت كه پيرى و سستى در وجودت در هم آميخته است ، چگونه خواهد گشت حال تو موقعى كه طوقهاى آتشين دور استخوانهاى گردنت بپيچد و زنجيرهاى گرانبارى در اعضاى تو جايگير شوند تا بازوان تو را نابود سازند . . . الى 44 ) كيفرهاى دوزخى كه خود تجسم اعمال زشت آدمى است ، مىتوانند جوانانى به نيرومندى تمامى نيروى طبيعت را در هم بشكنند ، چه رسد پيران فرتوتى را كه موقع خروج از اين دنيا نيروهاى خود را از دست داده اند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٧