تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

يك مفهوم سايه اى از چنين « من » مىفهميم كه اندكى بالاتر از درك قرار گرفتن غوره در مجراى انگور شدن است و نه حقيقت آن را . 2 - جوار رحمت الهى عند مليك مقتدر ( 1 ) براى ما خاكزادگان خاك نشين ، تا وصول به مقام تجرد از اين ماده و ماديات كه به اعتلاى روحى بسيار و الا نيازمند است ، قابل دريافت نيست . اگر حركتى كنيم همين مقدار شهود مىكنيم كه ما پس از پاك كردن گرد و غبار شهوات و تعلقات طبيعت از وجود خود ، طورى به طهارت عالى و نورانيت خيره كننده نايل مىگرديم كه با اين ادراكات و مشاعر آلوده نمىتوانيم آن را دريابيم . امّا قضيه چنان دور نيست كه بشر با توجه به اين عظمت مقام الهى ( حضور در مقام پيشگاه ربوبى ) خود را دچار يأس نمايد و در همين دنياى دون غوطه ور بماند . تاريخ بشر به علاوهء وجود نازنين انبيا و أئمهء بزرگوار و وارستگان تخلق به اخلاق اللَّه در اين مسير مردمى نسبتا فراوان ديده است كه اوراق سرگذشت او به خوبى ارائه مىدهد . 29 ، 32 - و اعلموا أنّه ليس لهذا الجلد الرّقيق صبر على النّار فارحموا نفوسكم فإنّكم قد جرّبتموها في مصائب الدّنيا أ فرأيتم جزع أحدكم من الشّوكة تصيبه ، و العثرة تدميه ، و الرّمضاء تحرقه . . . الى 32 ( و بدانيد براى اين پوست نازك شما تحمّلى بر آتش نيست پس به نفوس خود رحم كنيد ، زيرا شما نفوس خود را در ناگوارىهاى دنيا آزموده‌ايد [ و بى طاقتى آن را در مقابل مصيبتهاى دنيا ديده‌ايد . . . الى 32 )

ناگوارى دردها در مقابل خوشىهاى لذايذ از حيث اثر قابل مقايسه نيستند .

به نظر مىرسد يك حد ميانگين براى حيات طبيعى هر انسانى وجود دارد كه اگر آن حد مراعات و تأمين گردد ، عوامل لذّت و خود اين پديده ، در حالات معتدل روانى ، به اجبار خود را به انسان تحميل نمىكنند كه حتما بايد از لذت برخوردار شوم آن هم در
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيه 55 .