قطرهء باران و قرارگاهش را و دانه كشيدن مورچه و محل كشيدن آن را ، و آنچه كه غذاى مگس را كفايت كند و آنچه را كه زن در شكم خود آن را حمل مىكند . 24 و ستايش خدا را كه پيش از آن كه كرسى يا عرش يا آسمان و زمينى يا جن يا انسى پاى به عرصهء هستى بگذارند ، وجود داشت . 25 او با هيچ توهمى درك نشود و با هيچ فهمى قابل اندازه گيرى و متعين نگردد و هيچ سؤال كننده اى او را به خود مشغول ندارد و هيچ عطايى چيزى را از او نكاهد 26 او با چشم حسى ننگرد و با مكانى محدود نشود و با جفتها توصيفش نتوان كرد و در امر خلقت به وسيله و صنعت نيازى ندارد . درك او به وسيلهء حواس نيست و با مردم او را قياس نتوان كرد . 27 خداوندى كه سخن با موسى به ميان آورد و از آيات خود عظمتى را به آن حضرت ارائه فرمود ، بدون اعضا و ابزار و بدون نطق با لب و دهان و گوشت پارههاى كمك صوت و لفظ . 28 اگر اى كسى كه در توصيف پروردگارت خود را به زحمت تصنع وادار كرده اى ، راست مىگويى ، جبرئيل و ميكائيل و سپاه فرشتگان مقرب را كه در منزلگاههاى قدس با قامت خميده و عقول ناتوان از تعريف بهترين خلق كنندگان ، در عبادتند توصيف كن . 29 جز اين نيست آنچه كه به وسيلهء صفات درك مىشود ، داراى اشكال و ابزار و آلات مىباشد و هنگامى كه پيك اجل بر درش فرا رسد ، زندگيش پايان يابد . 30 پس معبودى جز او نيست ، با نور خود همهء ظلمتها را روشن ساخت و با تاريكى كه مقرر فرموده همهء روشنى را تاريك ساخت . 31 وصيت به تقوى 32 اى بندگان خداوند ، شما را به تقواى خدايى كه لباس بر شما پوشاند و معيشت را براى شما فراهم فرمود توصيه مىكنم . 33 اگر كسى مىتوانست نردبانى براى جاودانگى پيدا 33 كند يا براى دفع مرگ راهى پيش گيرد ، قطعا اين شخص ، سليمان بن داود عليه السلام بود 34 كه ملك جنّ و انس براى او مسخّر بود با منصب پيامبرى و تقرب بزرگ به
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٤