تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
است ، زيرا همان گونه كه گفتيم :
اين وسط در با نهايت مىرود كه مر آن را اول و آخر بود
ب - در بعضى از مباحث گذشته اشاره كرديم كه ما بايد ميان ضرر و شرّ تفاوت بگذاريم . اسناد نفع و ضرر به وسيلهء قوانين و جريانات جهان خلقت قابل استناد به حكمت خداوندى است ، ولى اسناد شرّ به خدا ، بدان جهت كه باردار مفهوم قبح و مخصوصا مفهومى از ظلم است ، امكان ندارد . لذا به هيچ وجه نمىتوان شر را به خدا نسبت داد تا مجبور شويم دست به تأويلات باطل بزنيم . مدتى طولانى از زمان گذشته در فكر حلّ اين مسئله بودم كه چگونه مىتوان كودكان « به اصطلاح » ناقص الخلقه و زلزله‌ها و آتشفشانها و درد و رنجهاى گوناگون را به خداوند متعال كه عدل محض و ارحم الراحمين است نسبت داد البته مىدانيم كه اين مسئله به طور معمولى سراغ همهء مردم را كه ديدگاههاى آنان هنوز محدود به پديده‌ها و مفاهيم سطحى جهان و انسان است مىگيرد . پس از گذشت مدتى كه گاهگاه به فكر همين مسئله مىافتادم ، به پاسخ نهايى نمىرسيدم تا اين كه نمىدانم تحت چه شرايط ذهنى بود كه به اين حقيقت منتقل شدم كه : « هيچ موردى از جريانات و پديده‌هاى جهان هستى براى ما انسانها مفهوم شرّ را محقق نمىسازد مگر اين كه براى ما به نحوى دردآور و موجب رنج باشد ، مانند زلزله‌هاى مخرّب ، بيماريهاى زجرآور و غير ذلك ، نه مجرّد فعل و انفعالات و حركات و تحولات . يك دليل كاملا روشن وجود دارد كه كمك زياد براى حلّ پديدهء شرّ مىنمايد و اثبات مىكند كه قبح برخى از پديده‌ها براى ما ناشى از حيات محورى ما است كه به طور جدى مىخواهيم هيچ حادثه اى در جهان هستى براى ما ناگوار نباشد فرض مىكنيم همين امروز براى ما خبرى برسد كه همهء كرات فضايى در يك دگرگونى كلَّى قرار گرفته‌اند بطورى كه نظم و جريانات هميشگى خود را از دست داده‌اند عكس العمل ما در برابر چنين خبر بسيار بزرگ ، مربوط به چون و چراى علمى اين حادثهء