تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
در اين دنيا توانايى برابرى با آن را ندارد . با يك بيان ادبى عرفانى و الا حال كه حكمت بالغهء خداوندى شما را از نيستان نشئه ما قبل طبيعت جدا كرده و از عرصهء مادى اين دنيا شما را عبور داده و براى اجتماع در بارگاه صدق نزد مليك مقتدر شركت خواهد داد ، با وحدتى كه ارمغان بزرگ ما قبل طبيعت براى شما بوده است حركت كنيد . و به جاى :
كز نيستان تا مرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند
در حالى كه سرود ذيل را كه آهنگ ابديت را مىنوازد سر مىدهيد ، براى رسيدن به روزگار وصل خويش به حركت خود ادامه بدهيد :
بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان مفترق شد آفتاب جانها در درون روزن ابدانها چون نظر بر قرص دارى خود يكيست آن كه شد محجوب ابدان در شكيست تفرقه در روح حيوانى بود نفس واحد روح انسانى بود چون كه حق رَشَّ عَلَيْهِمْ نُوَره مفترق هرگز نگردد نور او روح انسانى كَنَفْسٍ واحِدَه است روح حيوانى سفال جامده است عقل جز از رمز اين آگاه نيست واقف اين سرّ به جز اللَّه نيست عقل را خود با چنين سودا چه كار كرّ مادرزاد را سرنا چه كار ( 1 )
72 ، 74 - يا أيّها النّاس طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس . . . ( اى مردم ، خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خويشتن و چاره جويى آنها او را از اشتغال به عيوب ديگران مشغول بدارد . . . )
هامش
( 1 ) . منظور از عقل همان عقل نظرى جزئى است كه تحت فرماندهى خود طبيعى « نه من ملكوتى انسان » فعاليت مىكند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 191 | محمد تقي جعفري