تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
قطع جنگ و آغاز صلح صادر نماييم ، نه به عنوان جنگهاى صليبى و نه با عنوان ديگر موضوعات ، زيرا اديان ابراهيمى جهانى همهء انسانها را برادر يكديگر مىداند و ميان آنان هيچ خصومت و كينه و عداوتى وجود ندارد . آنچه كه موجب دشمنى و كينه توزى و عداوت ميان بشر است مستند به عواملى است كه ما نمونه اى از آنها را در اينجا متذكر مىشويم : 1 - خود خواهى افراطى كه انسان را از برادرانش جدا مىكند و آن دو را مانند دو دشمن خونخوار روياروى هم قرار دهد ، اين صفت پليد معلول دورى از خدا است كه اساسىترين عامل وحدت انسانها است . 2 - نژاد پرستى است كه مىتواند آتش خصومت را ميان گروههاى بشر شعله ور بسازد . 3 - قدرت پرستى و سلطه جويى بر ديگر انسانها كه ناشى از هدف ديدن خويشتن و وسيله ديدن ديگران مىباشد . 4 - جهل به ارزشهاى عالى انسانى . 5 - جهل به حقيقت دين و هدفها و علل آن ، بنا بر اين ، جنگهايى كه دود از دودمان بشر در مىآورد ، امور مزبور بوده است كه براى توجيه خويشتن ، به دفاع از دين و حق و عدالت تمسك مىكند . او با اين حركت نابخردانه خود به بهانه دين و حق و عدالت همين حقايق را نابود مىسازد و با توجه به اين حقيقت است كه ما مىتوانيم به خطاى بعضى از مورخين جنگهاى صليبى آگاه شويم كه گمان كرده‌اند يگانه علت جنگهاى صليبى انگيزه‌هاى دينى بوده است حقيقت اين است كه زعماء و فرماندهان آن جنگها توانسته بودند دين را بهانه نموده و يكى از فجيعترين آدمكشىها را كه سه يا چهار قرن طول كشيده و خون بيگناهان را به زمين ريخته و موجب ناگواريها و مصيبتها گشته