خلافت او نمايد ] از اين راه ، خون على ( ع ) و فرزندان و دودمانش را حفظ نمايد . آيا اين عاقل كامل پيامبر اكرم ( ص ) نمىدانست كه اگر از دنيا برود و فرزندان و خانواده اش را مانند مردم كوچه و بازار و رعيت معمولى رها كند ، خونهاى آنان را پس از خود در معرض ريختن قرار داده است پس در حقيقت خود او ( پيامبر اكرم ) ص بوده است كه على را كشته و خون فرزندان او را به هدر داده است ، زيرا آنان نمىتوانستند بعد از او به تكيه گاهى وابسته شوند كه آنان را حمايت كند . آنان بعد از پيامبر اكرم لقمه اى براى خورندگان و شكارى براى درندگان مىشدند ، مردم پس از پيامبر آنان را از هر طرف مىربودند و به غرضهاى خود نائل مىآمدند . و اما اگر قدرت و سلطه را در آنان قرار مىداد ، به جهت رياست و قدرتى كه در اختيار آنان قرار مىگرفت ، [ اين رياست و قدرت كه وسيلهء دفاع و حمله و جلوگيرى از تعدى مردم بود ] مانع از ريخته شدن خون آنان مىگشت . . . آيا گمان مىكنى پيامبر از اين حقيقت [ كه گفتم ] غافل بود ، يا خود او مىخواست كه خاندان و اولادش ريشه كن شوند پس كو آن محبت شديدى كه براى فاطمهء عزيز و محبوب دلش داشت آيا تو مىگويى : پيامبر مىخواست على ( ع ) را مانند يكى از فقراى مدينه به حال خود مىگذاشت كه نيازمند مردم باشد و على بن ابي طالب را كه در نزد او مكرّم و معظم و داراى مقام [ بسيار عالى ] بود كه همه مىدانستند ، مانند ابو هريره دوسى و انس بن مالك انصارى رها مىكرد تا فرمانروايان در خون و حيثيت و جان و اولادش هر چه مىخواستند ، انجام بدهند و او قدرت جلوگيرى تجاوزات آنان را نداشته باشد [ آيا گمان مىكنى كه پيامبر ، على ( ع ) را مانند يك فرد عادى رها مىكرد ] در حالى كه صد هزار شمشير بر سر على ( ع ) كشيده شود كه جگرهاى صاحبان آن شمشيرها عليه على ( ع ) شعله ور بود و مىخواستند خونش را با دهانهايشان بياشامند و گوشتش را با دندانهايشان قطعه قطعه كنند و بخورند ، زيرا او ( على عليه السلام ) ، فرزندان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٩