دهد .
اين برگزيدهء خداوندى ( محمد مصطفى ( ص ) ) خاتم پيامبران الهى است و پس از او تا قيامت پيامبرى نخواهد آمد ، زيرا خداوند سبحان بوسيلهء آن بزرگوار همهء مصالح و مفاسد مادى و معنوى بشرى را براى ابد در صورت احكام و تكاليف فقهى و عقلى كه طرق فعاليت صحيح آن ( عقل ) را براى انسانها تعليم فرمود ، ابلاغ نموده است .
خداوند منّان و لطيف با ارسال اين برگزيدهء برگزيدگان بر ما منّت گذاشت و ما را از وسوسههاى بىسر و ته و تخيلات بىاساس و مكتب سازىهاى بىپايه و بىاصل براى تشخيص سعادت مادى و معنوى و طرق آن بىنياز فرمود .
به پيروى از آن اصل و اصول اعلاى ارزشهاى بشرى و به جهت گسيختن از متاع دنياى فانى و رزق و برقهاى ناپايدار آن بود ، كه لباسم را آن قدر وصله كردم ، تا از وصله كننده اش شرمنده گشتم . ساده لوحى ناآگاه به من گفت : تا كى به اين لباس وصله خواهى زد ، چرا آن را به دور نمىاندازى به او گفتم : برو ، دنبال تخيلات بىاساست ، برو از حركت من در اين گذرگاه پر معنى كه با سنگلاخ بودنش رو به حق و حقيقت است ، جلوگيرى مكن . تو در خواب رفته چگونه مىتوانى به من بيدار كه حتى در هنگام شب هم مىخواهم براى وصول به مقصد حركت كنم ، دستور بدهى برو منتظر باش تا بامداد فرا رسد در آن هنگام معناى حركت مستمر و شبانگاهى مرا خواهى فهميد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٥