اصل ، توفيق يابد ، در آن روز اين تماشاها به ملاك آراسته آسمانها با مشيت خداوندى براى نظارهء عرفانى ضرورت پيدا مىكند .
همچو اعرابى كه آب از چه كشيد
آب حيوان از رخ يوسف چشيد
بهر فرجه شد يكى تا گلستان
فرجهء او شد جمال باغبان
رفت موسى كاتشى آرد به دست
آتشى ديد او كه از آتش برست
مولوى
106 ، 122 - فلينظر ناظر بعقله : أكرم اللَّه محمّدا بذلك أم أهانه فأن قال : أهانه ، فقد كذب - و اللَّه العظيم بالإفك العظيم ، و أن قال : أكرمه ، فليعلم أنّ اللَّه قد أهان غيره حيث بسط الدّنيا له ، و زواها عن أقرب النّاس منه . فتأسّى بنبيّه و اقتصّ أثره و ولج مولجه ، و ألَّا فلا يأمن الهلكة ، فأنّ اللَّه جعل محمّدا صلَّى اللَّه عليه و آله علما للسّاعة و مبشّرا بالجنّة ، و منذرا بالعقوبة . خرج من الدّنيا خميصا و ورد الآخرة سليما . لم يضع حجرا على حجر ، حتّى مضى لسبيله و أجاب داعى ربّه . فما أعظم منّة اللَّه عندنا حين أنعم علينا به سلفا نتّبعه و قائدا نطأ عقبه و اللَّه لقد رقّعت مدرعتى هذه حتّى استحييت من راقعها . و لقد قال لى قائل : ألا تنبذها عنك فقلت أغرب عنّى فعند الصّباح يحمد القوم السّرى ( آن كس كه با عقل خود نظر مىكند ، ببيند آيا خداوندى كه توفيق اعراض از دنيا ، و زر و زيور آن را به پيامبرش عنايت فرمود ، براى اكرام آن حضرت بود يا اهانتى بر او روا داشته بود ، اگر آن شخص بگويد : خدا به پيامبرش اهانت نموده بود ، سوگند به خداى بزرگ دروغ گفته و بهتان زده است و اگر بگويد خداوند پيامبرش را با آن توفيق اعراض از دنيا اكرامش فرموده است ، پس بداند كه خداوند كسى را كه دنيا را براى او گسترش داد اهانت نمود و اكرام كرد نزديكترين مردم به خودش ( پيامبر اكرم ) را كه دنيا و زر و زيور آن را از وى دور فرمود ) پس هر كس بخواهد براى تحصيل سعادت از كسى پيروى نمايد ، از پيامبر خدا تبعيت نمايد و از دنبال او حركت