تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
صورتگرى و نقاشى شده از در خانه اش آويزان شده خطاب بر زنش مىفرمود : آن پرده را از جلو چشمم دور كن ، زيرا وقتى كه بر آن مىنگرم ، دنيا و زر و زيورهايش را به ياد مىآورم . او از ته دل اعراض نمود و ياد او را از نفسش ميراند ، لذا دوست داشت كه زينت دنيا را از ديدگانش دور بدارد و از دنيا براى خود لباس فاخر اتخاذ نكند و دنيا را پايدار تلقى ننمايد ، و به عنوان اقامتگاه ، دل به آن نبندد و اميدوار نگردد ، لذا دنيا را از نفس خود بيرون راند و آن را از دل خويشتن بر كنار فرمود و از ديدگاه خود ناپديد ساخت . چنين است كه هر كس چيزى را دشمن داشت ، نظر به آن ، و ياد آورى آن را نيز دشمن مىدارد . )

آن اندازه كه انسان كامل در وجود و زندگى و حركات و سكنات خود ارزشها را براى افراد بشر مىآموزد و آنانرا تربيت مىنمايد ، از عهدهء قوانين و پند و اندرزها و ديگر وسائل توجيه كننده بر نمىآيد . و بالعكس ، هيچ سخن و عاملى براى سقوط جامعه مانند وجود تبهكاران آزاد مؤثر نيست

وقتى كه ما به مقدار لازم در سر گذشت بشرى بررسى مىكنيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه تأثيرى كه وجود انبياى عظام و اوصياء و اولياى وارسته و ديگر انسانهاى سالك راه حق و حقيقت در پيشرفت اخلاقى و تحقق بخشيدن به ارزشهاى والاى انسان در مردم دنيا داشته‌اند ، از عهدهء قوانين و پند و اندرزها و ديگر وسائل توجيه كننده مردم به طرف كمال بر نيامده است . علت اين پديده تا حدود زيادى روشن است . و آن اينست كه مشاهده و توجه اكثر مردم به اين كه اولا - اصول و قوانين مقرره براى ادارهء حقوقى جوامع وضع مىگردد و معمولا الزامى براى تكامل شخصيتى و روحى آنان ندارد و تنها براى دفع مزاحمتها به كار مىرود . ثانيا - فراوان ديده‌اند كه اين قوانين و نظامات حقوقى همانند تارهاى عنكبوت بوده است كه تنها مگسها را به تور مىاندازد نه شير و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 151 | محمد تقي جعفري