فروش اينها ( زنبيلها ) را به عهده بگيرد آن حضرت از قيمت بافتههاى خود نان مىخورد . ) ( و اگر بخواهى در بارهء عيسى بن مريم ( ع ) به تو بگويم : آن حضرت از سنگ براى خود بالش داشت و لباس خشن مىپوشيد و غذاى ناگوار تناول مىفرمود ، و خورشت نان او گرسنگى و چراغ شبانگاهى او مهتاب و سايبانش در زمستان مشرق و مغرب زمين ، ميوه و ريحانش گياهانى بود كه زمين براى چهارپايان مىرويانيد . براى او همسرى نبود كه وسيلهء تشويش خاطر او شود و فرزندى نبود كه اندوهگينش سازد و مالى نبود كه او را به خود مشغول بدارد . طمع در چيزى نداشت كه او را پست و خوار گرداند . مركبش پاهايش بود ، خدمتكار او دستهايش . )
آدمى با حلّ تعارض و تنظيم مختصات روح و ماده است كه سرنوشت خود را مىسازد
برگشاده روح بالا بالها
تن زده اندر زمين چنگالها
اينست تعارض و نزاع اصلى روح و ماده ، هر قدمى كه در تاريخ بشرى در مسير « حيات معقول » فردى يا جمعى برداشته شده است ، از آن كسانى بوده است كه در چاره جويى تعارض ميان روح و مادّه با تنظيم اين دو حقيقت ، پيروز گشتهاند . بعضى از عرفاء مىگويند : همان گونه كه هويت و ماهيت اين دو حقيقت ( مادّه و روح ) با يكديگر متفاوت است ، سمت حركت و مقصد آن دو نيز با يكديگر مختلف مىباشد - بدن مادى است ، لذا تمايل به ماده و ماديات و توشهء خود را از آنها بر مىدارد ، روح [ يا من ، شخصيت ، نفس ] آدمى استعداد عروج به ملكوت دارد ، لذا همان گونه كه به مجنون نسبت داده شده است :