تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
نداند به جز ذات پروردگار كه فردا چه بازى كند روزگار
اين انسان آگاه بدان جهت كه آمادهء رويارويى با رويدادهاى غير منتظره و محاسبه نشده است ، لذا با توجه به قانون « قدرت شرط تكليف است » دست و پاى خود را گم نمىكند و به مقدار توانايى خود ، نظم موقعيت را بوجود مىآورد .

5 - آنچه كه در بررسىهاى امتيازات نظم و زشتىهاى بىنظمى در زندگى ، از نظرها دور مىماند ، جنبهء زيبايى خود نظم و زشتى بىنظمى است

در گذشته ، در گفتگو با بعضى از رياضيدانان عاليمقام ، اين صحبت پيش آمد كه آنان در عمليات رياضى كه منظمترين فعاليتهاى مغزى در بارهء واقعيات مسائل رياضى مىباشند ، نوعى زيبايى معقول احساس مىكنند كه كاملا قابل توصيف نيست . كسانى كه در تعريف زيبايى به اين حقيقت معتقدند كه زيبايى نمودى است نگارين و شفاف كه بر روى نظم عالى ( كمال ) كشيده است ، جنبهء زيبايى نظم را به خوبى مىپذيرند .

آيا مراعات نظم مطلق در زندگى با آزادى ناسازگار است

با توجه به هويت نظم در جهان عينى و كارهاى انسانى كه همهء ادراكات و انديشه و پيش بينى و اراده و تصميم او را وابستهء زنجير علل و معلولات و وسائل و اهداف رويدادها و فعاليتهاى جبرى و شبه جبرى مىنمايد ، آدمى را در اسارت « بايد » ها و « نبايد » ها در مىآورد . اين تو هم اگر چه از جهت گرفتارى انسان به تعاقب و حلقه‌هاى زنجيرى امور زندگى در صورت نظم محض صحيح به نظر مىرسد ، ولى ضرورت نظم در زندگى چنان كه در مبحث قبلى اثبات شد ، از يك طرف ، و اشتياق ذاتى انسان به آزادى [ البته مسئولانه ] مخصوصا علاقهء فراوان او به زندگى در جهانى كه ديوارهاى آهنين قوانين طبيعت و قراردادها ، ديدگاه او را تاريك نكند ، از طرف ديگر ، تضادى را