تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

مزاحمان « حيات معقول » خود ، دين را كنار گذاشتند ، منظورشان ساخته شدهء متصديان دين بود كه ضد علم و پيشرفت و آزادى معقول و عدالت و كرامت ذاتى انسان بود . و اين جريان در بارهء دين اسلام به هيچ وجه منطقى نيست . زيرا بديهى است كه مكتب اسلام كه يكى از دو اصيلترين تمدن تاريخ بشرى را براى انسان و انسانيت به ارمغان آورده است محال بود ( 1 ) آن تمدن را بدون علم و سياست و اقتصاد و حقوق به جهانيان عرضه نمايد . ما در مباحث آينده دلايل پوچى توهم « حذف دين از . . . » در جوامع اسلامى را تا حدودى مشروحا مطرح خواهيم نمود .

مطلب پنجم

- با توجه به اين حقيقت كه عامل يا عوامل شيوع « حذف دين از . . . » در مغرب زمين به هيچ وجه با مكتب اسلام سازگار نيست ، دامن زدن به ترويج اين طرز تفكر ، هيچگونه جنبهء علمى و واقعگرايى ندارد و لذا بايد عوامل اصلى اين فعاليت را در امور ديگر جستجو كرد . اكنون مىپردازيم به بيان اين حقيقت كه تكيه بر آن عواملى كه باعث بروز و شيوع « حذف دين از . . . » در مغرب زمين گشته است ، در مكتب اسلام و جوامع مسلمين غلط محض است . نخستين گام در اين حركت ، عبارتست از معانى حيات و دين و سياست از ديدگاه غرب امروز [ حد اقل در صحنهء زندگى اجتماعى آن ] و از ديدگاه اسلام و آن جوامعى كه باردار فرهنگ اسلامى است ، زيرا اختلاف ميان اسلام و غرب در معانى حقايق فوق است .

1 . معناى معمولى حيات در غرب امروزى

اين معنا جز همين زندگى معمولى كه در
هامش
( 1 ) . اين دو تمدن عبارتند از : 1 - تمدن اسلام ، 2 - تمدن بيزانس .