تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
صحنهء عالم طبيعت به وجود مىآيد و بر مبناى خودخواهى آزاد در اشباع غرايز طبيعى مهار شده و قالب شده به سود زندگى اجتماعى ، بدون التزام به عقايد خاص براى معانى حيات و توجيه آن بسوى هدف اعلا و بدون احساس تكليف براى تخلق به اخلاق عاليهء انسانى [ براى خودسازى در گذرگاه ابديت ] ادامه مىيابد چيزى ديگر نيست .

2 . معناى معمولى دين در غرب امروزى

عبارتست از يك رابطهء روحانى شخصى ما بين انسان و خدا و ديگر حقايق فوق طبيعى ، بدون اين كه كمترين نقشى در زندگانى دنيوى بشر داشته باشد .

3 . معناى معمولى سياست در غرب امروزى

عبارتست از توجيه و مديريت زندگى طبيعى انسانها در صحنهء اجتماع به سوى هدفهايى كه در ظاهر اكثريت آنها را براى خود انتخاب مىنمايند . با اين تعريفى كه براى دين و سياست متذكر شديم ، عدم ضرورت وجود سياست و فعاليت آن ، براى زندگى چه در حيات فردى و چه در حيات دسته جمعى انسانها كاملا بديهى است ، زيرا پديدهء دين از ديدگاه مديريت جوامع غربى هيچگونه لزومى براى انسانها ندارد ، چه در زندگى فردى و چه در زندگى اجتماعى . البته اين مسأله كه حيات و دين و سياست در مغرب زمين بطور دقيق از چه زمانى و روى چه عللى ، معانى فوق را براى خود اختصاص داده است ، [ اگر چه ما در بحث اول ، در بررسى وقايع سه گانه ، مقدمه اى در بارهء آن تحقيق نموديم ] با اين حال نيازمند بررسىهاى مشروحترى مىباشد كه بايد در آينده صورت بگيرد . بنا بر معانى فوق كه از ديدگاه غرب امروزى براى حيات و دين و سياست گفتيم ، قطعى است كه نه تنها دين بايد از سياست جدا باشد ، زيرا هيچ يك از آن دو با ديگرى پيوستگى ندارد ، زندگى آدمى نيز ارتباط و نياز همه جانبه با دين ندارد مگر در حد وسيله اى براى شئون خودخواهى ، زيرا بنا بر تعريف دين از ديدگاه فوق ، دين عبارت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 70 | محمد تقي جعفري