تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤

خيرات است كه مىتواند سعادت انسانى را تحقق ببخشد . او چنين مىگويد : 2 . حال كه نفس بطور مطلق يا نفوس منسوب به ما ، با عظمتتر و با ارزشتر از ثروت و جسم [ و شهرت ] است ، پس كمال نفس و كمال ثروت و جسم بايد بر مبناى خيرات نفس منظور گردد . و با توجه به قوانين اصلى ، هيچ يك از خيرات خارجى مطلوبيتى جز به سود خيرات نفس ندارد . در نتيجه ، اين امر را يك حقيقت مسلم مىگيريم كه « سعادت دائما بر مبناى فضيلت و حكمت و اطاعت از قوانين آن دو كه خيرات نفس ناميده مىشوند » مىباشد . ما براى اثبات اين گفته‌هاى خود ، خود خداوند را شاهد مىآوريم كه سعادت اعلاى او مربوط به خيرات خارج از ذات او نيست ، بلكه در ذات خاص اوست . . . ( 1 ) ممكن است تصادف ، خيرات خارج از نفس را ، نصيب ما نمايد ، ولى انسان نمىتواند از روى تصادف عادل و حكيم بوده باشد . با نظر به اين اصل كه مستند به دلائل مذكور است ، نتيجه چنين مىشود كه دولت برتر [ يا جمهورى برتر ] همان دولت سعادتمند است كه توفيق يافته است . پس دولت از اين جهت مانند فردى از انسان است كه توفيق كمال براى او بدون فضيلت امكانپذير نيست . ( 2 ) بديهى است كه فضيلت و حكمت و عدالت مخصوصا با نظر به استشهادى كه ارسطو به خود خداوند نموده [ كه اين حقايق در ذات خداوندى است ] نمىتوانند از نوع امور طبيعى دنيوى باشند كه تنها بر مبناى غرايز و خود طبيعى به جريان مىافتد . در نتيجه سيستم دولت و حكومت و سياست نمىتواند « حذف دين از زندگى دنيوى » بوده باشد . ارسطو ادامه مىدهد : 3 . « ممكن است اين زندگى شرافتمندانه كه با فضيلت و حكمت ( سعادتآميز ) است ،

هامش
( 1 ) . منظور از كلمهء « سعادت » در بارهء خدا ، عظمت او است .
( 2 ) . كتاب سياست ، ارسطو ، كتاب چهارم ، ب 1 ، فصل 3 از ص 237 تا فصل 6 ، از ص 239 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 54 | محمد تقي جعفري