بيگانگى از حقيقت با خيال آزاد انديشى راه خود را پيش مىگيرد . با اين بيان ، مىتوانيم به پاسخ كاملا منطقى مسئلهء مورد بحث نائل گرديم و با كمال صراحت بگوييم : « اگر منظور از ايده ئولوژى عبارتست از يك عده عقائد و احكام و تكاليف و حقوق بايسته و شايسته و هماهنگ با يكديگر در تأمين ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با همنوع خود ) ، آرى دين اسلام يك ايده ئولوژى به تمام معنى الكلمه است . و اگر منظور چيز ديگريست ، اين نويسندگان بايد آن را توضيح بدهند . » اكنون مىپردازيم به دلائلى كه بعضى از نويسندگان براى اثبات اين كه دين ايده ئولوژى نيست ، آوردهاند : 1 . بنيانگذار اسلام دين را به عنوان ايده ئولوژى مطرح نكرده است . كتابهاى دينى و حتى كتاب آسمانى قرآن صورت تدوين شده ندارد بطلان اين دليل بسيار روشن است ، زيرا : يك - اعجاز قرآن در همين است كه واقعيات و حقائق تشكيل دهندهء مكتب اسلام را بر مبناى نظم معمولى كتابهاى علمى كه به ترتيب قواعد و اصول مأخوذ از معارف و فرهنگ يك زمان معين ، تدوين مىشود قرار نداده است كه با گذشت تدريجى زمان ، كهنه گى و فرسودگى به آن راهيابى داشته باشد . ولى با توجه به اين كه حقائق موجود در قرآن كه در سورهها و آيات متفرقه آمده است ، نه تنها هيچ گونه تناقضى ندارند ، بلكه با كمال اتحاد و هماهنگى در قرآن وارد شدهاند . به عنوان نمونه توحيد خداوند در همهء موارد از قرآن مجيد با يك هويت معين ، و مختصات وارد شده است و كمترين اختلافى در بارهء توحيد در قرآن وجود ندارد . همچنين پديدهء نبوت و وحى و معاد و لزوم برقرار ساختن رابطهء بندگى با خدا كه عبادت ناميده مىشود . همچنين در طرح صفات مقدسهء خداوندى و تنظيم مسائل اقتصادى و حقوقى و سياسى دو آيه با يكديگر تناقض ندارد و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٥