چيز ديگرى نبوده است . اين توهم كه قيام امام حسين عليه السلام به عنوان يك فرد از جامعه بود كه در خود توانايى اصلاح جامعه را مىديد ، توهمى كاملا بى جا است ، زيرا آن امام شهيد در همهء فراز و نشيبهاى آن نهضت خونين ، به منابع دينى مانند قرآن و سنت استناد مىفرمود . اين شهيد راه حق و حقيقت ، هدف خود را از آن قيام بزرگ و فداكارى چنين توضيح مىداد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر كسى سلطان ستمكارى را ببيند كه حقوق الهى را پايمال مىكند و پيمان خداوند را نقض مىنمايد ، يا با سنت رسول خدا ( ص ) مخالفت مىورزد و در ميان بندگان خدا با ارتكاب گناه و عدوات عمل مىكند با اين حال در برابر او هيچ گونه مقاومتى نه با عمل و نه با سخن ننمايد ، حق الهى است كه او را دچار عذاب ابدى نمايد . آگاه باشيد اين يزيد و يزيديان تابع اطاعت شيطان گشته و از اطاعت خداوندى رويگردان شدهاند و در روى زمين فساد به راه انداختهاند و كيفرها را ساقط نموده و بيتالمال را به خود اختصاص دادهاند و حرام خداوندى را حلال و حلال او را حرام كردهاند و من به جهت وابستگى همه جانبه به پيامبر اكرم ( ص ) براى اقامهء نظم و عدالت و حكومت اسلامى شايسته تر از ديگران هستم . » امثال اين عبارات كه ما متذكر شديم ، در سخنان امام حسين ( ع ) در جريان خونين حادثهء نينوا [ كه به اتفاق تمامى صاحبنظران با وجدان ، تاريخ نظير آن را نديده است ] فراوان ديده مىشود و در همهء اين عبارات ، قيام و شهادت براى اصلاح حيات دنيوى مردم به دستور خداوندى كه در منابع اسلامى آمده است ، استناد داده شده است .
آيا دين از مقولهء ايده ئولوژى است
بعضى از نويسندهها كه از طرز تفكرات سكولاريسم دفاع مىكنند ، تا به هر وسيله اى كه