مقدمات و مواد اعلاميهء جهانى حقوق بشر آمده است ، بدين قرار است : 1 . انسان به معناى موجود محترم . 2 . حيثيت ذاتى انسانها . 3 . اعضاى خانوادهء بشرى . 4 . برادرى و برابرى . 5 . روابط دوستانه . 6 . روح بشريت . 7 . حقوق يكسان . 8 . آزادى . 9 . صلح . 10 . عدالت . 11 . بالاترين آمال بشرى . 12 . عقل و وجدان . 13 . حيات . 14 . عقيده . 15 . ايمان ملل متحد . 16 . احترام جهانى . 17 . حسّ تفاهم مشترك . 18 . اعمال وحشيانه [ كه ضدش مطلوب است . ] 19 . عصيان [ كه ضدش مطلوب است . ] 20 . مجاهدت . 21 . حد اكمل رشد . 22 . رعايت صحيح مقتضيات اخلاقى . ( 1 ) آنچه كه مىتوان گفت ، اين است كه در آن نوع زندگانى و حكومت و سياست ( عقلانى به اصطلاح ) مقدارى قضاياى كلى به عنوان اصول پيش ساخته [ يا پيش فرض ] ( Presupposition ) مورد پذيرش قرار مىگيرد و زندگى و حكومت و سياست بر مبناى آن اصول ، كار خود را انجام مىدهند ، يعنى بر همين مبنى مردم و حكام و سياستمداران براى اثبات واقعيت خواستهها و فعاليتهاى خود به همان اصول استدلال مىكنند ، در صورتى كه ممكن است ، همين اصول در موقع تحقيق و بررسى ، داراى مشكلاتى بوده باشد كه اصلا قابل حل و فصل نباشد . بهترين مثال براى اين اصول در دوران معاصر ، دموكراسى در برخى از كشورهاى دنيا است كه به عنوان يك اصل زيربنايى مورد قبول آن كشورها و حكام و كارگزاران آنان پذيرفته شده است و براى تفسير و اثبات قضاياى اجتماعى و سياسى و فرهنگى و حقوقى و اقتصادى و غير ذلك مورد استفاده قرار مىگيرد . بنا بر اين ، منظور از عقلانى بودن زندگى و حكومت و سياست ، آن نيست كه واقعا همهء قواعد و مسائل آنها را مىتوان با اصول و قواعد روشن و بديهى عقل تفسير نمود .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٣
هامش
( 1 ) . مقدمه اعلاميه جهانى حقوق بشر .