نشده است . تمامى مسائل مورد بحث افلاطون امروز هم مطرح است . مع ذلك ما بين نظريات سياسى قديم و جديد تفاوت عمده اى وجود دارد . چون ما با قديميها در يك قضيه كه آنها همگى در آن اتفاق داشتند اختلاف داريم . در آن دوران بردگى محور استدلال نظريات سياستمداران بود ، اما امروز محور استدلال سياستمداران مسئلهء آزادى است . در آن روزها افكار نافذ در تطبيق اصول بردگى بر حقايق سادهء احساسات اخلاقى و روشهاى اجتماعى با مشكلات مواجه مىشد .
و امروزه تحقيقات اجتماعى ما در تطبيق دادن عقيدهء ما راجع به آزادى با دسته اى ديگر از حقايق آشكارى كه بهتآور و تطبيق ناپذيرند و فقط به عنوان ضرورت وحشى تنفرآميز تصور مىشوند دچار اشكالاتى مىگردد . با اين اوصاف آزادى و مساوات با اختلاطى از اوصاف معيوب كه بدنبال دارد محور استدلال افكار سياسى جديد است با اختلاط به اوصاف معيوب آن . ) به نظر مىرسد براى پيدا كردن يقين به ماهيت اين تفاوت در طرز تفكر سياسى قديم و جديد لزوما بايد روابط اجتماعى مردم با يكديگر و مناسبات فرهنگى و طبقاتى و اقتصادى و دينى و اخلاقى آنان را دقيقا و مشروحا مورد بررسى و تحقيق قرارداد و بدون چنين تحقيق ، نظريات ما از حدود حدس و گمان تجاوز نخواهد كرد .
با نظر به تفاوت ما بين دو نوع زيربناى فلسفهء سياسى ( قديم و جديد ) و مشكل اساسى كه در هر دو نوع زيربنا وجود دارد ، ديدگاه مزبور قابل بررسى و تجديد نظير مىباشد . به اضافهء اين كه تشخيص كميت و كيفيت آزادى افراد در جامعه باستانى يونان در اجتماع و قلمرو سياسى آن بطور دقيقتر بايد مورد تحقيق قرار بگيرد .
آيا حكومت و سياست از مدار تكاليف و احكام كليهء الهيه خارج مىباشد
سكولاريسم به اين سؤال پاسخ مثبت مىدهد و مىگويد : حكومت و سياست مدرن از مدار تكاليف و احكام كليهء الهيهء خارج مىباشد توضيح و استدلال براى اثبات پاسخ