تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
قديم و جديد سخن به ميان آورده است ، مىبايست ، فلسفهء سياسى اسلام را كه هيچ تمدنى بدون آن امكانپذير نيست ، مطرح مىنمودند . براى اثبات اين حقيقت كه اسلام از يك فلسفهء سياسى « پيشرو » با هماهنگى با حقوق و اقتصاد و اخلاق « پيشرو » برخوردار بوده است ، مراجعه فرماييد در همين كتاب به مبحث « نظرى بر مقدارى از تأليفات و تحقيقات مسلمين در مسائل سياسى » .

هر دو نظام فلسفهء سياسى قديم و جديد كه بر مبناى سكولاريسم استوارند از حل مشكلات سياسى بشر عاجزند

نظريات در بارهء تفاوت ميان فلسفهء سياسى قديم و جديد مختلف است . بعضى از صاحبنظران را عقيده بر اين است كه تفاوت اساسى ما بين طرز تفكرات سياسى در زمان قديم و جديد ، در اين نكته است كه نظريات سياسى قديم همهء حقوق و امتيازات بشرى را براى كل مجموعه جامعه در نظر مىگرفت و در حقيقت وظيفهء دستگاه حكومت توجيه و اجراى همين سياست بود و يكايك افراد بطور مستقل مورد توجه دولتها نبوده است ، در صورتى كه طرز تفكرات سياسى جديد كه بر مبناى دموكراسى شالوده ريزى شده است ، بيشتر رفاه و حقوق و آزاديهاى فردى را هدفگيرى مىنمايد . آنچه كه به نظر مىرسد تشخيص دقيق تفاوت ما بين فلسفه سياسى دنياى باستان و دنياى جديد ، [ نه بطور حدس و پندار ] بسيار كار دشوارى است ، زيرا توجه انسانها به استقلال و شرافت ذاتى خود ، سابقهء بس طولانى در تاريخ بشريت دارد . اگر چه بروز و كميت و كيفيت آن در جوامع بشرى ، بسيار گوناگون بوده است . خدمات شايان تمجيد كه پيامبران عبرى به آزادى نموده‌اند ، بقول و ايتهد در حد بسيار بالايى است . اصلا آيا مىتوان تمدنى را بدون برخوردارى افراد جامعه از احساس هويت فردى و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 155 | محمد تقي جعفري