تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦

را تجويز نمىكنيم . به نظر من همه ايده ئولوژىها كاملا احمقانه است . . . » ( 1 ) نخستين مسئله اى كه متوجه نويسنده است ، اينست كه اگر آثار قلمى شما بر هيچ مبنا و اصل و قانون مستند نيست ، چطور واجب مىدانيد كه مردم اين آثار گسيخته و پاشيده شما را مورد مطالعه قرار بدهند و ابعاد زندگى خود را با آنها پاسخ بدهند . و اگر آثار قلمى شما بر پايه اصول و قوانين استوار است ، پس خود يك دستگاه ايدئولوژى است . به جمله « تجويز نمىكنيم » بيشتر دقت كنيد ، گويا نويسنده معتقد بوده كه ضرورت و قوانين همه عالم هستى و مخصوصا معارف و علوم ناشى از ارتباط انسان با خويشتن ، خدا ، جهان هستى ، همنوعان خود نياز به تجويز نويسنده دارد ، لذا تاكنون صدها بلكه هزاران دانشمند و متفكر و فلاسفه كه فرهنگ و علوم و تمدن بشريت را باينجا رسانده‌اند و همه آنان يا حد اقل اكثريت قريب به اتفاق آنان كه در حقائق و واقعيات مزبور انديشيده‌اند مرتكب جرم و جنايت شده‌اند در نتيجه اين سؤال متوجه شما مىشود كه به چه دليل ايدئولوژى ساخته مغز شما از حكمى كه كرديد ( به نظر من همه ايده ئولوژىها كاملا احمقانه است ) مستثنى مىباشد من مقدار مهمى از مباحث كتابهاى مورتى را مطالعه كردم - مىتوانم بگويم : عمده مطالب مورتى در چند جمله خلاصه مىشود كه اكثر آنها در كتاب رهائى از دانستگى آمده است . لذا با بررسى اين جملات ، مىتوان با طرز تفكر اين گونه اشخاص و نكات ضعف آن آشنا شد . در مقدمه اين كتاب آقاى عيسى جلالى اين جمله را نوشته‌اند : « . . . به نظر من لا اقل نقدى كه بر هر دوى آنها ( كاستاندا و مورتى ) وارد است ( 2 ) مسلم است كه ناتوانى نظريات هر دو نويسنده از حل مشكلات انسان ، منظور همه انواع مشكلات است ، خواه فكرى باشد و خواه علمى ، و چه مادى و چه معنوى آشكار است . انتقاداتى كه بر طرز تفكر و

هامش
( 1 ) رهائى از دانستگى - كريشنا مورتى - ترجمه مرسده لسانى ص 42
( 2 ) رهائى از دانستگى تأليف كريشنا مورتى ترجمه مرسده لسانى ص 27 مقدمه