كل چيست آيا كل فقط در كميتهاى محدود قابل تحقق است انواع ارتباطات كلها با اجزاء خود چيست آيا با رفتن جزء از بين كل هم از بين مىرود همان گونه كه پيرامون هر قضيه نظرى ، قضاياى بديهى وجود دارد . در اين صورت اگر ما در اين واكنش افراطى ذهن را مانند آيينه محض تصور كنيم ، 1 - تكليف عدد در عمليات رياضى چه مىشود 2 - مفاهيم كلى تجريدى يا انتزاعى كه موضوعات قوانين علمى از آنها تشكيل مىشود ، به كلى منتفى خواهند گشت .
3 - تجسيم كه در موارد بسيار فراوان از هنرها ضرورت دارد ، معناى خود را به كلى از دست مىدهد . معناى تجسيم همان گونه كه مىدانيم عبارتست از تصور يك مفهوم يا يك مصداق بر خلاف آنچه كه هست با ترتيب اثر بر طبق همان خلاف . يكى از دوستان شما در صحنه نمايش زندگى امير كبير ، نقش اين شخصيت را بازى مىكند ، شما دوستتان را كه مثلا نامش هم مسعود است مىشناسيد و يقين داريد كه امير كبير نيست ، ولى در همه موقعيتهاى حياتى سياسى و اجتماعى كه آن شخص ( آقاى مسعود ) بازى مىكند ، او را امير كبير تلقى نموده و همه كارها و گفتارها و همه حركاتش را به آن شخصيت نسبت داده ، و بر طبق واقعيت آنها كه در وجود امير كبير بوده است ، بازتاب نشان مىدهيد ، خشمگين مىشويد ، تعجب مىكنيد و حادثه اى كه زندگى اين شخصيت را پايان داده است شخصيت شما را غمگين مىسازد ، در صورتى كه در هر يك از آن حالات بازتابى ، اگر از شما بپرسند كه واقعيت اين شخص كيست كه شما را به ايجاد عكس العمل موجب شده است شما در پاسخ خواهيد گفت : اين شخص دوست من آقاى مسعود است كه با او همسايه هستيم . 4 - خود هشيارى كه در اصطلاح عربى علم حضورى و در اصطلاح خارجى كنسيانس ، كانشنس گفته مىشود .
انسان در چنين حالتى من خود را درك مىكند ، بدون اين كه كمترين مغايرتى ميان من درك كننده و من درك شونده باشد . يعنى من انسان در حال علم حضورى هم درك مىكند و هم درك مىشود و اين درك به هيچ وجه با آينه بودن ذهن سازگار نمىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢