تاريخ نصيبش نمىگشت . براستى كسانى كه انديشه خود را صرف مفاهيم تجريدى و تخيلى محض مىنمايند و هيچ اعتنائى به واقعيتها ندارند ، همان مقدار مزاحم معارف انسانى هستند كه كسانى كه مىگويند : براى ما ارتباط مستقيم با واقعيات محسوس جهان عينى براى فهم همه ابعاد آنها كافى است و هيچ نياز به استدلال و استنباط و هشياريها و اكتشافات و خلاقيتهاى ذهنى وجود ندارد احتمال سوم - واكنش سخت در مقابل انديشه گرايى است كه مردم فراوانى را از تماس با واقعيات جهان عينى محروم ساخته است آرى ، چنين جريانى نيز در عرصه تفكرات بشرى ديده مىشود كه گمان مىكنند : آسياب از ذات خود گندم مىروياند و آن را آرد مىكند و حتى آن آرد را خمير نموده و مىپزد و روى سفره آدم گرسنه مىگذارد نويسندگانى كه بجاى تعديل نظريات افراطى در باره انديشه ، نظريات تفريطى در باره آن ابراز مىدارند ، منتظر باشند كه روزى خود همين نظريات تفريطى نيز واكنشى تند بوجود آورد . ما بايد بدانيم پاسخ كسانى كه انديشه را حقيقت زايندهء همه واقعيات مىپندارند ، آن نيست كه انديشه را به كلى از كار بيندازيم و مغز انسان را آيينه اى تعريف كنيم كه تنها صورتها و اشكال پديدههاى جهان عينى خارجى را منعكس مىسازد احتمال چهارم - اين است كه تكيه بر مطلق انديشه كه پر از قضاياى مردود و خرافى است ، انسان را از واقعيات دور مىسازد .
بلى قطعا همين طور است كه شما مىگوييد : ولى گرفتارى به جهل و حماقت و خرافات مربوط به خود انديشه كه يك فعاليت بسيار عالى براى تشخيص حقائق از خرافات است ، نمىباشد ، بلكه همانطور كه گفتيم : مربوط به موادى ( قضايا و موضوعات و روابطى ) است كه ما انسانها به آسياب انديشه مىريزيم و همانطور كه مىدانيم آسياب آرد همان مواد را تحويل ما مىدهد كه در آن ريختهايم . به اضافه اين كه ما اگر بخواهيم حقائق را از تخيلات باطل تفكيك كنيم . قطعا به انديشه و حركت از طرق درست انديشيدن نياز داريم تا بتوانيم كار حياتى مزبور را انجام بدهيم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠