نشود ، كسى كه بداند خداوند سبحان چگونه بر همهء اجزاء هستى محيط است ، و او است كه علم او فراگير همهء اشياء از تاريكترين و ناچيزترين حادثه تا روشنترين و بزرگترين حوادث و جريانات عالم وجود است ، به او خضوع مىكند سُبْحانَكَ الْلَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ مَنْ ذا يَعْلَمُ قُدْرَتَكَ فَلا يَخافُكَ ، وَمَنْ ذا يَعْلَمُ ما أَنْتَ فَلا يَهابُكَ ( 1 ) ( پاك پروردگارا ، حمد ترا گوييم ، كيست كه قدرت ترا بداند و از تو نترسد و كيست بداند كه تو كيستى و عظمت تو در دلش جايگير نگردد ) * ( ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً ، وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ) * ( 2 ) ( چه شده است به شما [ چه برهانى داريد ] كه عظمت و سلطه مطلقه را براى خداوند و احاطه و فيض او را براى مخلوقات اميد نداريد ، در حالى كه شما را در اطوار و اشكال گوناگون آفريده است ) حقيقت اينست كه اگر بشر به معرفت صحيح اگر چه نسبى در بارهء خداوند و عظمت و فيض و لطف او نائل گردد ، اين وضع اسفبارى كه در اين موجود ديده مىشود منتفى مىگردد و مسير رشد و كمال را پيش مىگيرد . 46 ، 47 - فلا تنفروا من الحقّ نفار الصّحيح من الأجرب ، و البارى من ذى السّقم ( پس هرگز از حق گريزان مباشيد آن چنان كه انسان داراى مزاج صحيح از مبتلاء به بيمارى گرمى گريزد و آدم تندرست از مريض . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٠
آيا واقعاً چنين است يعنى انسانى پيدا مىشود كه از حق بگريزد و از حق نفرت و وحشت داشته باشد آرى ، چنين است . اين اشخاص كم نيستند كه گفته شود : مردم استثنائى هستند . آيا مىتوان اين پديدهء گريز از حق را توضيح داد آرى ، تصور اين پديده چندان مشكل نيست . همين كه شما انسانى را تصور كرديد كه مبتلا به بيمارى خانمانسوز كبر و خود بزرگبينى و خودپسندى است ، مىتوانيد تصور كنيد انسانى را كه اگر
هامش
( 1 ) دعاى صباح - امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام .
( 2 ) نوح آيهء 13 و 14 .